درحال مشاهده: کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر اخلاق

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

اﮔﺮ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﯾﮏ ﻓﺮد ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﯿﺪ، اﯾﻦ ﻋﺎدت ﻫﺎى ﻣﺴﻤﻮم را ﮐﻨﺎر ﺑﮕﺬارﯾﺪ

1397/06/28
12:14
امیرحسین ستوده بیدختی
اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﭘﺮ از ﻋﺎدت ﻫﺎى روزﻣﺮه اى اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ روال ﻋﺎدى اﻣﻮر ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، اﻣﺎ در ﻣﻮرد ﻋﺎدت ﻫﺎى ﺑﺪ آن، ﭼﻪ ﻣﻰ ﺗﻮان ﮔﻔﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﻤﺎﯾﻞ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺎل ﺑﺮ ﺟﺮﯾﺎن ﻫﺎى روزﻣﺮه ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﮐﻨﯿﻢ، ﺧﻮاه ﮐﺸﯿﺪه ﺷﺪن ﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﻮى ﺑﺎﺷﮕﺎه ورزﺷﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺧﺎﻃﺮات روزاﻧﻪ ﯾﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎى دﯾﮕﺮ. ﺑﺎ اﯾﻦ ﺣﺎل، ﺑﺴﯿﺎرى از ﻣﺎ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻰ ﻋﺎدت ﻫﺎى ﻣﻨﻔﻰ، ﮐﻪ ﻣﺎ را ﻋﻘﺐ ﻧﮕﻪ ﻣﻰ دارد، ﻧﻤــﻰ ﭘﺮدازﯾﻢ. از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻋﺎدت ﻫــﺎ در ﺟﺮﯾﺎن ﻫﺎى روزﻣﺮه زﻧﺪﮔﻰ ﻣﺎ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺤﺘﻤﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎدت ﻫﺎى ﻣﻀﺮ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭘﻨﻬﺎﻧﻰ و ﻧﺎآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﻪ وﺟﻮد ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ و ﻣﺎ را از ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﻨﺤﺮف ﺳﺎزﻧﺪ.


 ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ، اﻓﺮادى ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻫﺎى اﺳــﺘﺜﻨﺎﯾﻰ دﺳــﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﻣﻰ داﻧﻨﺪ ﮐﻪ آﻧﭽﻪ اﻧﺠﺎم ﻧﻤﻰ دﻫﯿﺪ درﺳﺖ ﺑﻪ اﻧﺪازه آﻧﭽﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﯿﺪ، اﻫﻤﯿﺖ دارد. ﺑــﺪون ﺗﺄﻣﻞ ﺑﯿﺸــﺘﺮ، ﻋﺎدت ﻫﺎى زﯾــﺮ را اﺻﻼح ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﺒﯿﻨﯿــﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺷﻤﺎ در ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر و زﻧﺪﮔﻰ، اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻰ ﯾﺎﺑﺪ:
ﺧﻮد را ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

واﻗﻌﺎً ﮔﻮش ﮐﻨﯿﺪ.
ﺑﺮاى ﺟﻠﺐ رﺿﺎﯾﺖ دﯾﮕﺮان ﺑﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ.
از ﺷــﺎﯾﻌﻪ ﭘﺮاﮐﻨﻰ، ﺧﺼﻮﺻﺎً در ﻣﺤﻞ ﮐﺎر، ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ و اﮔﺮ ﻫﻢ ﺷﺎﯾﻌﻪ اى را ﺷﻨﯿﺪﯾﺪ، آﻧﺮا ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
ﺑﻰ ﻫﺪف در اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﭘﺮﺳﻪ ﻧﺰﻧﯿﺪ.
اﻓﮑﺎر ﻣﺴﻤﻮم را، ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺧﻮردن آراﻣﺶ و اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺘﺮس ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺷﻮد، دور ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ.

6 روش ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﺑﺮاى ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﻓﺮاد ﺳﻤﻰ

1397/03/6
01:55
امیرحسین ستوده بیدختی
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻫﺮ از ﮔﺎﻫﻰ ﻣﺠﺒﻮر ﻣﻰ ﺷﻮﯾﻢ ﺑﺎ ﻓﺮدى ﻣﻨﻔﻰ ﮐﺎر ﮐﻨﯿﻢ ﯾﺎ ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﻢ، ﺧﻮاه اﯾﻦ ﻓﺮد ﯾﮑﻰ از ﻫﻤﮑﺎراﻧﻤﺎن ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﺎ ﯾﮏ دوﺳﺖ و ﯾﺎ ﻋﻀﻮى از ﺧﺎﻧﻮاده. اﻣﺎ اﮔﺮ اﯾﻦ ﻓﺮد ﮐﺴﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ روز ﻣﺠﺒﻮر ﺑﺎﺷــﯿﺪ ﺑﺎ او در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺣﻔﻆ ﺗﻌﺎدل و روﺣﯿﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺮاﯾﺘﺎن ﺑﻪ ﯾﮏ ﭼﺎﻟﺶ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ در ﮐﻨﺎر ﭼﻨﯿﻦ اﻓﺮادى ﻗﺮار ﻣﻰ ﮔﯿﺮﯾﺪ، ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﺮاى ﺣﻔﻆ آراﻣﺶ و ﺳــﻼﻣﺖ ﻓﮑﺮى ﺧﻮد، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اى داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. در اﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ 6 روش ﺑﺮاى اﯾﻦ ﮐﺎر، اﺷﺎره ﻣﻰ ﺷﻮد:
 از اﻓـﺮادى ﮐﻪ داﺋﻤﺎً ﻧﻖ ﻣﻰ زﻧﻨـﺪ، دورى ﮐﻨﯿﺪ. آﻧﻬﺎ آﻧﻘــﺪر ﻣﻨﻔﻰ ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺘــﻰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﺄﺛﯿــﺮى ﮐﻪ ﺑﺮ روى اﻃﺮاﻓﯿﺎﻧﺸــﺎن ﻣﻰ ﮔﺬارﻧﺪ، ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ. اﯾﻦ اﻓﺮاد ﻫﺮﮔﺰ زﻧﺪﮔﻰ ﺷــﻤﺎ را ﺑﻬﺒﻮد ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺨﺸﯿﺪ. آﻧﻬﺎ ﻓﻘﻂ در ﻣﺸﮑﻼت دﺳﺖ و ﭘﺎ ﻣﻰ زﻧﻨﺪ، اﻣﺎ ﻫﯿﭻ راه ﺣﻠﻰ اراﺋﻪ ﻧﻤﻰ دﻫﻨﺪ. ﺷــﻤﺎ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﻨﺸﯿﻨﻰ ﺑﺎ اﯾﻦ اﻓﺮاد ﻣﻨﻔﻰ و ﮔﻮش ﮐﺮدن ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ. اﮔــﺮ ﭼﻨﯿﻦ اﻓﺮادى را ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳــﯿﺪ، ﺟﺪاً ﻣﺪت زﻣﺎﻧﻰ را ﮐﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺻﺮف ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺤﺪود ﺳﺎزﯾﺪ.
 ﻣﺤـﻞ را ﺗـﺮك ﮐﻨﯿﺪ. ﻣﺆدﺑﺎﻧــﻪ ﺧﻮد را از ﮔﻔﺘﮕــﻮ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻣﻌﺬور ﺑﺪارﯾﺪ، ﻣﮑﺎﻟﻤﺎت را ﮐﻮﺗﺎه ﮐﻨﯿﺪ و ﺧﻮد را درﮔﯿﺮ ﺳﺨﻨﺎن ﻣﺴﻤﻮم آﻧﻬﺎ ﻧﮑﻨﯿﺪ. ﻧﺸــﺎن دﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ وارد ﺑﺎزى آﻧﻬﺎ ﺑﺸــﻮﯾﺪ؛ ﻣﻌﻤﻮﻻً آﻧﻬﺎ از اﯾﻦ رﻓﺘﺎر ﺷﻤﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﯾﺎ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺗﺮﺳﯿﺪ و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺷﮑﺎر دﯾﮕﺮى ﺧﻮاﻫﻨﺪ رﻓﺖ.
 ﻓﺎﺻﻠـﻪ ﺧﻮد را ﺣﻔﻆ ﮐﻨﯿﺪ. ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰى ﮐﻪ در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ اﻓــﺮاد ﻣﻨﻔﻰ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﺪ ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﯿﺪ، واﮐﻨﺶ ﺧﻮدﺗﺎن ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ آﻧﻬﺎﺳــﺖ. آﻧﻬﺎ اﻏﻠﺐ ﺗﻤﺎﯾﻠﻰ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺪارﻧﺪ. ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﺪ اﻧﺮژى ﻣﺜﺒﺖ ﺷــﻤﺎ را ﺑﻪ ﺳﺮﻗﺖ ﺑﺒﺮﻧﺪ. ﺑﺮاى ﮐﻮﺗﺎه ﻧﮕﻪ داﺷــﺘﻦ زﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺻﺮف ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰى ﮐﻨﯿﺪ؛ ﻣﺜﻼً اﮔﺮ ﻻزم اﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮدى ﺗﻠﻔﻦ ﺑﺰﻧﯿﺪ و در ﺟﻠﺴﻪ اى ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺷــﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﺪ، اﯾﻦ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺗﻠﻔﻨﻰ را ﺑﻪ آﺧﺮﯾﻦ دﻗﺎﯾﻖ ﻗﺒﻞ از ﺟﻠﺴــﻪ ﻣﻮﮐﻮل ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ اى ﺑــﺮاى ﮐﻮﺗﺎه ﮐﺮدن ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ.
 ﺳـﺮﯾﻌﺎً ﺧﻮد را از ﺷﺮ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻣﻨﻔﻰ ﺧﻼص ﮐﻨﯿﺪ. ﻣﻨﻔﻰ ﺑﺎﻓﻰ، ﺑﺪﺑﯿﻨﻰ و ﺷــﺎﯾﻌﻪ ﭘﺮاﮐﻨﻰ، ﺷــﺒﯿﻪ ﺳﺮﻃﺎن اﺳﺖ. اﯾﻨﻬﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭘﻨﻬﺎن ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﺑﻨﺪ و ﻗﺒﻞ از آﻧﮑﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺑﺮﺧﻮرد ﺷــﻮد، ﺧﺴﺎرات ﺑﺴــﯿﺎرى ﺑﻪ ﺑﺎر آورﻧﺪ. ﺑﺎ اﯾﻦ اﻓــﺮاد ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ و ﻓﺮﺻﺘﻰ ﺑﺮاى ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻪ اﯾﺸــﺎن ﺑﺪﻫﯿﺪ. اﮔﺮ رﻓﺘﺎرﺷﺎن اداﻣﻪ ﯾﺎﻓﺖ، ﺑﺎ آن ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﻨﯿﺪ.
 ﻣﺮاﻗﺐ ﺧﻮدﺗﺎن ﺑﺎﺷـﯿﺪ و ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺧﻮد را درﯾﺎﻓـﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ. ﺧﻮب ﺑﺨﻮرﯾﺪ. ﺧــﻮب ﺑﺨﻮاﺑﯿﺪ. ﺑﻪ اﻓﮑﺎر ﺧﻮد ﺗﻮﺟﻪ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﺪ. ﭘﯿﺎده روى ﮐﻨﯿﺪ. ﺗﺤﺮك داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. و ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﻰ آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺑﺮاى ﺣﻔﻆ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺴﻤﻰ و روﺣﯿﺘﺎن ﻻزم اﺳــﺖ، اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ. اﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻧﯿﺎز دارﯾﺪ، 
ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮاﻫﯿﺪ.
 راه ﺧـﻮد را ﺑﺮوﯾـﺪ. ﻣﺜﺒــﺖ ﺑﻤﺎﻧﯿــﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮدﺗــﺎن اﺟﺎزه ﺧﻤﻮدﮔــﻰ ﻧﺪﻫﯿﺪ. ﺑﻪ ﭘﯿﺎم ﻫﺎى ﻣﺜﺒﺖ ﮔﻮش ﮐﻨﯿﺪ. ﻣﺘﻦ ﻫﺎى ﻣﺜﺒﺖ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺎ اﻓﺮاد ﻣﺜﺒﺖ ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. از اﺧﺒﺎر ﺑﻰ اﻫﻤﯿﺖ دورى ﮐﻨﯿﺪ. اﺳﺘﺮس ﺧﻮد را ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ. ﻫﺮ روز ﮐﺎرى را اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺷــﻤﺎ را ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ روز ﻗﺒﻞ بهتر کند.

داستانهای مدیریتی(توافق و اخلاق)

1396/06/4
07:46
امیرحسین ستوده بیدختی
داستانهای مدیریتی(توافق و اخلاق)


● شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می برد. کفاش نگاهی به کفش کرده می گوید: این کفش سه کوک می خواهد و اجرت هر کوک ده تومان می شود که درمجموع خرج کفش می شود سی تومان. مشتری قبول می کند. پول را می دهد و می رود تا ساعتی دیگر برگردد و کفش تعمیر شده را تحویل بگیرد. کفاش دست به کار می شود. کوک اول، کوک دوم  و در نهایت کوک سوم و تمام. اما با یک نگاه عمیق در می یابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر می شود و کفش کفشتر خواهد شد.  

○ از یک سو قرار مالی را گذاشته و نمی شود طلب اضافه کند و از سوی دیگر دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزد.

○ او میان نفع و اخلاق و میان دل و قاعده ی توافق مانده است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند به انسانیت تعظیم کرده. اگر کوک چهارم را نزند روی خط توافق و قانون جلو رفته، اما اگر بزند صدای لبیک او آسمان اخلاق را پر خواهد کرد. 

●● نتیجه راهبردی:
○ دنیا پر از فرصت کوک چهارم است. و من و تو کفاش های دو دل.

○ مهربانی را اگر قسمت کنیم،
من یقین دارم به ما هم می رسد، 
آدمی گر ایستد بر بام عشق، 
دست هایش تا خدا هم می رسد

مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

1396/01/8
12:55
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

اندازه جرم مواد در محدوده علم نانو به اندازه یک میلیاردیم (9-10) متر است. در این اندازه، اثر قوه جاذبه بر روی اجرام ناچیز بوده، در عوض اصطکاک سطح افزایش می یابد. با استفاده از تکنولوژی نانو می توان به موادی دست یافت که به لحاظ استحکام و انعطاف، باورنکردنی باشند. مهم این است که بتوان جرم را در این اندازه تولید نمود و سپس محیطی را فراهم نمود که با یکی از متدولوژی های متداول بتوان آنها را به هم پیوند زد.
این مفهوم کوچک سازی اجرام، البته در اندازه های بسیار کوچک، همان مطلبی است که می تواند در تدوین متدولوژی های مؤثر مدیریت پروژه در ایران کارآیی داشته باشد. اگر بتوان کارهای پروژه را به اندازه های کوچک تقسیم کرد، خیلی کوچک، حالا اگر به اندازه نانو نباشند حداقل سایز مایکرو داشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ اگر کارها کوچک شده باشند تأثیر "قدرت جاذبه" بر روی آنها کمتر خواهد شد. اما قدرت جاذبه در این محیط چیست؟ به نظر من قدرت جاذبه در محدوده مدیریت پروژه همان "تخصص" است. یعنی اگر کارها را به اندازه های کوچکتری تقسیم کنیم برای اجرای آنها به تخصص کمتری نیاز خواهیم داشت. این موضوع چندان پیچیده نیست! وقتی که کار تجزیه گشته و به اندازه کوچکتری در می آید، از پیچیدگی آن کاسته و ساده تر خواهد شد. کار ساده تر را با تخصص کمتر نیز می توان انجام داد. این عمل با مفهوم نانو کاملاً مطابقت دارد. از طرف دیگر به علت اینکه کارها ساده تر شده اند، و به تبع آن تعداد آنها نیز بیشتر گشته، لذا اصطکاک بین کارها بیشتر خواهد شد. درست مانند همان پدیده ای که در نانو انتظار آن می رود. تبلور اصطکاک سطحی در محدوده مدیریت پروژه "ساختار سازمانی" پرو ژه است. پس با تجزیه کارها به اندازه های کوچکتر می توان نیاز به تخصص را کاهش داد، و این خود کمک بسیار بزرگی برای اجرای پروژه هایی است که به متخصصین با تجربه زیادی نیاز دارد، و برای مدیریت اصطکاک ناشی از افزایش کارها باید ساختار سازمانی مناسب را طراحی کرد.
بسیار خب، اینک که مفاهیم نانو را در طراحی متدولوژی مدیریت پروژه مطرح کرده و قرینه های آنها را ترسیم کردیم به الزامات اجرایی نیز توجه می کنیم. آنچه از اجرایی کردن مفاهیم فوق به دست می آید احتیاج کمتر به تخصص و در نتیجه جبران ریسک های متناظر با آن می باشد. اما لازمه موفقیت، طراحی سازمان مناسب خواهد بود. سازمانی که به علت حضور تعداد زیادی از کارشناسان کم تجربه، از ضعف ثبات سازمانی رنج خواهد برد. بسیاری از کارشناسان جوان در مصاف با پروژه ها به اصطلاح "کم" می آورند. از دوری خانواده گرفته تا انتظاراتی که تأمین کننده نظریه "یک شبه ره صد ساله رفتن" باشد. چگونه این اصطکاک سطحی را مدیریت خواهیم کرد؟ کلید موفقیت سازمان پروژه در همین موضوع نهفته است. در چنین شرایطی که از یک طرف کشور از کمبود متخصصین باتجربه رنج می برد، و از طرف دیگر با جوانانی سر و کار دارد که باید تحت نظر مراقبت های "ویژه" قرار گیرند، چگونه می توان سازمانی مؤثر و کارآ را با همین نیروها تدارک دید؟ پاسخ این سؤال جاری نمودن فرهنگ مناسب توسط مدیران ارشد سازمان های پروژه ای است. فرهنگی که اخلاق را در رأس توجهات خود قرار دهد، و مدیرانی که به آن فرهنگ عمل نمایند. باز هم برمی گردیم به موضوع اساسی ایجاد صلابت سازمانی؛ اخلاق. می خواهم از نانو شروع کنم و یا از هر نقطه دیگر ولی لاجرم تضمین اجرای مناسب تمامی تئوری هایی که در زمینه مدیریت سازمانی می دانم، بر می گردد به اخلاق. اینک شما قضاوت کنید، در مجموعه دروس مدیریت پروژه، در دانشگاه های معظم دنیا، و یا دانشگاه های خودمان، که اینک بعضی از آنها به عنوان بهترین دانشگاه های مهندسی دنیا شناخته می شوند، کدام یک به اخلاق در پروژه توجه می کنند؟ خودتان را خسته نکنید، صفر! ما در طی سال ها کار کردن در ایران مسائل مدیریت پروژه را شناسایی کرده ایم، در همین مدت نیز در محیط پروژه ها کار کرده ایم، و اینک به شما خوانندگان محترم می گوییم که تجربه ما می گوید که از بی اخلاقی، بد اخلاقی، کج اخلاقی رنج می بریم و به دلیل نبود و یا رقیق بودن مبانی اخلاقی در پروژه ها سازمان های محکم و مؤثر پروژه ای نیز نداریم. مسئله را می دانیم، راه حل را نیز می بینیم، اما نمیدانم چه بلاهتی است که همچنان بر تکنیک های "سیب زمینی" تأکید داریم. تنها چیزی که می تواند این روحیه را توجیه نماید بی علاقگی به پیشرفت کشور است. رمز موفقیت در اجرای موفق مفاهیم نانو در متدولوژی های مدیریت پروژه، استقرار مبانی و فرهنگ اخلاقی سازمانی است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

1396/01/8
12:55
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

اندازه جرم مواد در محدوده علم نانو به اندازه یک میلیاردیم (9-10) متر است. در این اندازه، اثر قوه جاذبه بر روی اجرام ناچیز بوده، در عوض اصطکاک سطح افزایش می یابد. با استفاده از تکنولوژی نانو می توان به موادی دست یافت که به لحاظ استحکام و انعطاف، باورنکردنی باشند. مهم این است که بتوان جرم را در این اندازه تولید نمود و سپس محیطی را فراهم نمود که با یکی از متدولوژی های متداول بتوان آنها را به هم پیوند زد.
این مفهوم کوچک سازی اجرام، البته در اندازه های بسیار کوچک، همان مطلبی است که می تواند در تدوین متدولوژی های مؤثر مدیریت پروژه در ایران کارآیی داشته باشد. اگر بتوان کارهای پروژه را به اندازه های کوچک تقسیم کرد، خیلی کوچک، حالا اگر به اندازه نانو نباشند حداقل سایز مایکرو داشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ اگر کارها کوچک شده باشند تأثیر "قدرت جاذبه" بر روی آنها کمتر خواهد شد. اما قدرت جاذبه در این محیط چیست؟ به نظر من قدرت جاذبه در محدوده مدیریت پروژه همان "تخصص" است. یعنی اگر کارها را به اندازه های کوچکتری تقسیم کنیم برای اجرای آنها به تخصص کمتری نیاز خواهیم داشت. این موضوع چندان پیچیده نیست! وقتی که کار تجزیه گشته و به اندازه کوچکتری در می آید، از پیچیدگی آن کاسته و ساده تر خواهد شد. کار ساده تر را با تخصص کمتر نیز می توان انجام داد. این عمل با مفهوم نانو کاملاً مطابقت دارد. از طرف دیگر به علت اینکه کارها ساده تر شده اند، و به تبع آن تعداد آنها نیز بیشتر گشته، لذا اصطکاک بین کارها بیشتر خواهد شد. درست مانند همان پدیده ای که در نانو انتظار آن می رود. تبلور اصطکاک سطحی در محدوده مدیریت پروژه "ساختار سازمانی" پرو ژه است. پس با تجزیه کارها به اندازه های کوچکتر می توان نیاز به تخصص را کاهش داد، و این خود کمک بسیار بزرگی برای اجرای پروژه هایی است که به متخصصین با تجربه زیادی نیاز دارد، و برای مدیریت اصطکاک ناشی از افزایش کارها باید ساختار سازمانی مناسب را طراحی کرد.
بسیار خب، اینک که مفاهیم نانو را در طراحی متدولوژی مدیریت پروژه مطرح کرده و قرینه های آنها را ترسیم کردیم به الزامات اجرایی نیز توجه می کنیم. آنچه از اجرایی کردن مفاهیم فوق به دست می آید احتیاج کمتر به تخصص و در نتیجه جبران ریسک های متناظر با آن می باشد. اما لازمه موفقیت، طراحی سازمان مناسب خواهد بود. سازمانی که به علت حضور تعداد زیادی از کارشناسان کم تجربه، از ضعف ثبات سازمانی رنج خواهد برد. بسیاری از کارشناسان جوان در مصاف با پروژه ها به اصطلاح "کم" می آورند. از دوری خانواده گرفته تا انتظاراتی که تأمین کننده نظریه "یک شبه ره صد ساله رفتن" باشد. چگونه این اصطکاک سطحی را مدیریت خواهیم کرد؟ کلید موفقیت سازمان پروژه در همین موضوع نهفته است. در چنین شرایطی که از یک طرف کشور از کمبود متخصصین باتجربه رنج می برد، و از طرف دیگر با جوانانی سر و کار دارد که باید تحت نظر مراقبت های "ویژه" قرار گیرند، چگونه می توان سازمانی مؤثر و کارآ را با همین نیروها تدارک دید؟ پاسخ این سؤال جاری نمودن فرهنگ مناسب توسط مدیران ارشد سازمان های پروژه ای است. فرهنگی که اخلاق را در رأس توجهات خود قرار دهد، و مدیرانی که به آن فرهنگ عمل نمایند. باز هم برمی گردیم به موضوع اساسی ایجاد صلابت سازمانی؛ اخلاق. می خواهم از نانو شروع کنم و یا از هر نقطه دیگر ولی لاجرم تضمین اجرای مناسب تمامی تئوری هایی که در زمینه مدیریت سازمانی می دانم، بر می گردد به اخلاق. اینک شما قضاوت کنید، در مجموعه دروس مدیریت پروژه، در دانشگاه های معظم دنیا، و یا دانشگاه های خودمان، که اینک بعضی از آنها به عنوان بهترین دانشگاه های مهندسی دنیا شناخته می شوند، کدام یک به اخلاق در پروژه توجه می کنند؟ خودتان را خسته نکنید، صفر! ما در طی سال ها کار کردن در ایران مسائل مدیریت پروژه را شناسایی کرده ایم، در همین مدت نیز در محیط پروژه ها کار کرده ایم، و اینک به شما خوانندگان محترم می گوییم که تجربه ما می گوید که از بی اخلاقی، بد اخلاقی، کج اخلاقی رنج می بریم و به دلیل نبود و یا رقیق بودن مبانی اخلاقی در پروژه ها سازمان های محکم و مؤثر پروژه ای نیز نداریم. مسئله را می دانیم، راه حل را نیز می بینیم، اما نمیدانم چه بلاهتی است که همچنان بر تکنیک های "سیب زمینی" تأکید داریم. تنها چیزی که می تواند این روحیه را توجیه نماید بی علاقگی به پیشرفت کشور است. رمز موفقیت در اجرای موفق مفاهیم نانو در متدولوژی های مدیریت پروژه، استقرار مبانی و فرهنگ اخلاقی سازمانی است.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


رهبری اخلاقی

1395/09/17
03:56
امیرحسین ستوده بیدختی
رهبری اخلاقی

در سال های اخیر از طریق اخبار و جراید، از برخی از قصورهای اخلاقی آگاه می شویم. بعضی از این مسائل و مشکلات در شرکت هایی رخ داده است که دارای شهرت جهانی بوده اند. این امر نشان می دهد که تشخیص درست و غلط می تواند برای رهبران، دشوار باشد. بعضی از آنها گزینه های غلط را انتخاب می کنند و کارشان به دادگاه یا اخبار کشیده می شود.
چیزی که بندرت به اطلاع عموم می رسد، داستان شرکت های بیشماری است که توسط رهبران اخلاقی، مدیریت می شوند. این رهبران، کار درست را در زمان درست و به دلایل درست انجام می دهند. آنها اخلاق را بر نتیجه مقدم می دانند.
زندگی و رهبری اخلاقی، به شجاعت و ایمان نیاز دارد. این، به معنای انجام کار درست است حتی اگر این کار درست، عامه پسند یا آسان نباشد. اما هنگامی که شما بر اساس ارزش های اصلی خود تصمیم گیری می کنید، در واقع به دنیا اعلام می کنید که قابل خریده شدن نیستید- و تیم خود را از طریق الگو بودن، هدایت می کنید.
هنگامی که ارزش های اصلی خود و سازمانتان را تعیین کردید، می توانید تنظیم آهنگ تیم و سازمان خود را آغاز نمایید. اقدامات همواره بلندتر از کلمات، سخن می گویند. پس مطمئن شوید همانگونه عمل می کنید که مایلید دیگران عمل کنند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



رهبری اخلاقی

1395/09/17
03:56
امیرحسین ستوده بیدختی
رهبری اخلاقی

در سال های اخیر از طریق اخبار و جراید، از برخی از قصورهای اخلاقی آگاه می شویم. بعضی از این مسائل و مشکلات در شرکت هایی رخ داده است که دارای شهرت جهانی بوده اند. این امر نشان می دهد که تشخیص درست و غلط می تواند برای رهبران، دشوار باشد. بعضی از آنها گزینه های غلط را انتخاب می کنند و کارشان به دادگاه یا اخبار کشیده می شود.
چیزی که بندرت به اطلاع عموم می رسد، داستان شرکت های بیشماری است که توسط رهبران اخلاقی، مدیریت می شوند. این رهبران، کار درست را در زمان درست و به دلایل درست انجام می دهند. آنها اخلاق را بر نتیجه مقدم می دانند.
زندگی و رهبری اخلاقی، به شجاعت و ایمان نیاز دارد. این، به معنای انجام کار درست است حتی اگر این کار درست، عامه پسند یا آسان نباشد. اما هنگامی که شما بر اساس ارزش های اصلی خود تصمیم گیری می کنید، در واقع به دنیا اعلام می کنید که قابل خریده شدن نیستید- و تیم خود را از طریق الگو بودن، هدایت می کنید.
هنگامی که ارزش های اصلی خود و سازمانتان را تعیین کردید، می توانید تنظیم آهنگ تیم و سازمان خود را آغاز نمایید. اقدامات همواره بلندتر از کلمات، سخن می گویند. پس مطمئن شوید همانگونه عمل می کنید که مایلید دیگران عمل کنند.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

1395/06/9
01:24
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت پروژه، نانو تکنولوژی، اخلاق

اندازه جرم مواد در محدوده علم نانو به اندازه یک میلیاردیم (9-10) متر است. در این اندازه، اثر قوه جاذبه بر روی اجرام ناچیز بوده، در عوض اصطکاک سطح افزایش می یابد. با استفاده از تکنولوژی نانو می توان به موادی دست یافت که به لحاظ استحکام و انعطاف، باورنکردنی باشند. مهم این است که بتوان جرم را در این اندازه تولید نمود و سپس محیطی را فراهم نمود که با یکی از متدولوژی های متداول بتوان آنها را به هم پیوند زد.
این مفهوم کوچک سازی اجرام، البته در اندازه های بسیار کوچک، همان مطلبی است که می تواند در تدوین متدولوژی های مؤثر مدیریت پروژه در ایران کارآیی داشته باشد. اگر بتوان کارهای پروژه را به اندازه های کوچک تقسیم کرد، خیلی کوچک، حالا اگر به اندازه نانو نباشند حداقل سایز مایکرو داشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ اگر کارها کوچک شده باشند تأثیر "قدرت جاذبه" بر روی آنها کمتر خواهد شد. اما قدرت جاذبه در این محیط چیست؟ به نظر من قدرت جاذبه در محدوده مدیریت پروژه همان "تخصص" است. یعنی اگر کارها را به اندازه های کوچکتری تقسیم کنیم برای اجرای آنها به تخصص کمتری نیاز خواهیم داشت. این موضوع چندان پیچیده نیست! وقتی که کار تجزیه گشته و به اندازه کوچکتری در می آید، از پیچیدگی آن کاسته و ساده تر خواهد شد. کار ساده تر را با تخصص کمتر نیز می توان انجام داد. این عمل با مفهوم نانو کاملاً مطابقت دارد. از طرف دیگر به علت اینکه کارها ساده تر شده اند، و به تبع آن تعداد آنها نیز بیشتر گشته، لذا اصطکاک بین کارها بیشتر خواهد شد. درست مانند همان پدیده ای که در نانو انتظار آن می رود. تبلور اصطکاک سطحی در محدوده مدیریت پروژه "ساختار سازمانی" پرو ژه است. پس با تجزیه کارها به اندازه های کوچکتر می توان نیاز به تخصص را کاهش داد، و این خود کمک بسیار بزرگی برای اجرای پروژه هایی است که به متخصصین با تجربه زیادی نیاز دارد، و برای مدیریت اصطکاک ناشی از افزایش کارها باید ساختار سازمانی مناسب را طراحی کرد.

 مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management


بسیار خب، اینک که مفاهیم نانو را در طراحی متدولوژی مدیریت پروژه مطرح کرده و قرینه های آنها را ترسیم کردیم به الزامات اجرایی نیز توجه می کنیم. آنچه از اجرایی کردن مفاهیم فوق به دست می آید احتیاج کمتر به تخصص و در نتیجه جبران ریسک های متناظر با آن می باشد. اما لازمه موفقیت، طراحی سازمان مناسب خواهد بود. سازمانی که به علت حضور تعداد زیادی از کارشناسان کم تجربه، از ضعف ثبات سازمانی رنج خواهد برد. بسیاری از کارشناسان جوان در مصاف با پروژه ها به اصطلاح "کم" می آورند. از دوری خانواده گرفته تا انتظاراتی که تأمین کننده نظریه "یک شبه ره صد ساله رفتن" باشد. چگونه این اصطکاک سطحی را مدیریت خواهیم کرد؟ کلید موفقیت سازمان پروژه در همین موضوع نهفته است. در چنین شرایطی که از یک طرف کشور از کمبود متخصصین باتجربه رنج می برد، و از طرف دیگر با جوانانی سر و کار دارد که باید تحت نظر مراقبت های "ویژه" قرار گیرند، چگونه می توان سازمانی مؤثر و کارآ را با همین نیروها تدارک دید؟ پاسخ این سؤال جاری نمودن فرهنگ مناسب توسط مدیران ارشد سازمان های پروژه ای است. فرهنگی که اخلاق را در رأس توجهات خود قرار دهد، و مدیرانی که به آن فرهنگ عمل ن مایند. باز هم برمی گردیم به موضوع اساسی ایجاد صلابت سازمانی؛ اخلاق. می خواهم از نانو شروع کنم و یا از هر نقطه دیگر ولی لاجرم تضمین اجرای مناسب تمامی تئوری هایی که در زمینه مدیریت سازمانی می دانم، بر می گردد به اخلاق. اینک شما قضاوت کنید، در مجموعه دروس مدیریت پروژه، در دانشگاه های معظم دنیا، و یا دانشگاه های خودمان، که اینک بعضی از آنها به عنوان بهترین دانشگاه های مهندسی دنیا شناخته می شوند، کدام یک به اخلاق در پروژه توجه می کنند؟ خودتان را خسته نکنید، صفر! ما در طی سال ها کار کردن در ایران مسائل مدیریت پروژه را شناسایی کرده ایم، در همین مدت نیز در محیط پروژه ها کار کرده ایم، و اینک به شما خوانندگان محترم می گوییم که تجربه ما می گوید که از بی اخلاقی، بد اخلاقی، کج اخلاقی رنج می بریم و به دلیل نبود و یا رقیق بودن مبانی اخلاقی در پروژه ها سازمان های محکم و مؤثر پروژه ای نیز نداریم. مسئله را می دانیم، راه حل را نیز می بینیم، اما نمیدانم چه بلاهتی است که همچنان بر تکنیک های "سیب زمینی" تأکید داریم. تنها چیزی که می تواند این روحیه را توجیه نماید بی علاقگی به پیشرفت کشور است. رمز موفقیت در اجرای موفق مفاهیم نانو در متدولوژی های مدیریت پروژه، استقرار مبانی و فرهنگ اخلاقی سازمانی است.


ارسال شده در:

اخلاق را به پروژه ها بیاوریم

1395/06/7
06:06
امیرحسین ستوده بیدختی

اخلاق را به پروژه ها بیاوریم

وقتی فرهنگ غالب در پروژه، سیاسی کاری، دروغ گویی، بد قولی و سر کار گذاشتن است؛ وقتی پرداخت به کارکنان پروژه ماه ها به تعویق می افتد؛ وقتی صورت جلسات نوشته می شود و به هیچ عنوان مراعات نمی شود؛ وقتی که بزرگترین دغدغه مدیران این است که چگونه به تیم خود دروغ بگویند؛ وقتی که برای اجرای هر کار ساده باید دم این و آن را ببینید؛ اگر یکی یا تمامی این شرایط در پروژه ای برقرار باشد، یکی بگوید که اصرار بر نوشتن دستورالعمل های اجرایی و مدیریتی پروژه به چه کار می آید؟ اصطلاح فارسی "نواختن شیپور از سر گشاد آن" حکایت این بی تدبیری هاست. در حالیکه پروژه ها از محیطی آکنده از "بی اخلاقی" رنج می برند خنده دار است که ما همچنان مانند طوطی ها حرف های قدیمی را تکرار می کنیم. هنگامی که می بینم برای انتخاب نظام مدیریت پروژه، کارفرمایان به دنبال کسانی هستند که سابقه تجربی در پروژه داشته و یا صاحب دستورالعمل های نظارت بر پروژه باشند غمم می گیرد.
اگر شرایط حاکم بر محیط پروژه براساس اعتماد استوار نباشد، بدیهی و مبرهن است که باید دستورالعمل های متعدد و پیچیده جهت حفظ و حراست از منافع ذینفعان پروژه برقرار نمود. این یعنی افزایش بی محابای بوروکراسی! درست است که رویه ها فرمت اجرای کارها را تعیین می کنند، اما آنها در عین حال به عنوان ابزارهای کنترلی هم به کار می آیند. هر چقدر که فرهنگ اعتماد در پروژه پایین تر باشد، نیاز به ابزارهای کنترلی بیشتر خواهد بود. این ابزارها در قالب قراردادها، صورت جلسات، امضا گرفتن ها و دیگر مکتوبات متجلی می شود. به همین صورت می توانید تصور کنید که نگه داشتن تمامی این مدارک نیاز به سیستم های اطلاعاتی و آرشیوی عظیم خواهد داشت که این نیز به نوبه خود هزینه های پروژه را در ابعاد مختلف افزایش می دهد. اینک سؤال این است:
"آیا بهتر نیست که به جای وضع کردن دستورالعمل ها و رویه های متعدد،
به غیر از موارد کاملاً فنی،
انرژی مدیران صرف برقراری فرهنگ اخلاق در پروژه گردد؟"
اخلاق بهتر باعث ایجاد جوی مبتنی بر اعتماد در سطح پروژه خواهد شد که این نیز به تسریع امور در پروژه می انجامد. موضوع به این سادگی چگونه شده است که از چشم ما کارشناسان پنهان مانده؟ چرا در نوشته ها و آموزش ها به این امر مهم اینقدر بی اعتنایی شده است؟ در استانداردهای مدیریت پروژه جایگاه "اخلاق درست" کجا آمده است؟ چه استانداردی برای آن درنظر گرفته شده است؟

 مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management


توصیه من به پروژه کاران، به خصوص مدیران پروژه، این است که انرژی خود را بیشتر بر روی ایجاد و نگهداری فرهنگ اخلاق معطوف نمایند. پروژه کاران، به خصوص به دلیل اینکه در شرایط اضطراری فعالیت می کنند، بهتر است قابل اعتماد باشند. اسیتون کاوی قابل اعتماد بودن را مستلزم داشتن شخصیت صالح و قابلیت حرفه ای می داند. عناصر درایه شخصیت صالح، به قول آقای کاوی، عبارتند از: شرافت، بلوغ، و بلندنظری. در همین حال به قول ایشان عناصر درایه قابلیت حرفه ای هم عبارتند از: قابلیت فنی، قابلیت مفهومی، قابلیت داشتن وابستگی های متقابل. هر کدام از این عناصر را می توان تشریح کرد، اما در حوصله این نوشته کوتاه نیست. ما می توان این را گفت که سازماندهی تشکیلاتی که اعتماد در آن حرف اول را بزند بیش از هر رویه ای می تواند به موفقیت پروژه کمک کند. اعتمادسازی، ماده ای است که روابط پروژه را بین تمامی عناصر آن تسهیل می نماید و این سهولت و کاهش اصطکاک باعث تسریع در اجرای کارها به صورت کیفی خواهد شد. ایجاد این فرهنگ هم مانند بسیاری از موضوعات فرهنگی حرکتی از بالا به پایین را می طلبد. به عبارت بهتر مدیران ارشد پروژه باید خود هوادار و مبلغ این فرهنگ باشند. شعارهای فرهنگی و اخلاقی دادن و بالعکس نظارت نداشتن بر رفتار فرهنگی و اخلاقی تیم، مؤید این نکته است که این موضوعات برای ذینفعان مهم نیست و در واقع و بدون تعارف کسی به دنبال منافع پروژه نیست. منافع ما، منافع پروژه های ما، موفقیت ما در پیشرفت مرهون برقراری فرهنگ اخلاق در محیط ماست؛ فرهنگی که برای راستگویی اهمیت قائل شود و دروغگویی را تنبیه کند، غیبت کردن را محکوم کرده و وفا کردن به قول را پاداش دهد. محیط پروژه ها را اخلاقی کنیم تا جوانان ما که در این محیط ها آموزش می بینند بدانند که با اخلاق حسنه می توان هم پروژه ها را به خوبی اجرا کرد و هم محترم بود.


ارسال شده در:

کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر اخلاق


کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر اخلاق,
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic