درحال مشاهده: کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت نیروی انسانی

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﯿﺎزى ﺑﻪ وﻋﺪه ﻫﺎى ﺷﻤﺎ ﻧﺪارﻧﺪ

1398/03/28
04:26
امیرحسین ستوده بیدختی
ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﯿﺎزى ﺑﻪ وﻋﺪه ﻫﺎى ﺷﻤﺎ ﻧﺪارﻧﺪ. آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ رﺳﻤﯿﺖ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ، ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ، ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﺪ، و از آﻧﻬﺎ ﻗﺪرداﻧﻰ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
Oleg Vishnepolsky در ﻣﻘﺎﻟﻪ اى ﻣﻰ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺳــﺎل ﻫﺎ ﻗﺒﻞ، ﯾﮏ رﺋﯿﺲ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺳــﺎزﻣﺎن ﻣﺎ وارد ﺷﺪ. او ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﻰ ﮐﺮد، ﻣﺜﻞ ﻣﺪﯾﺮان ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد، اﯾﻤﯿﻞ ﻫﺎى رﻧﮕﺎرﻧﮓ ﺑﺮاى ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺶ ﻧﻤﻰ ﻓﺮﺳــﺘﺎد، و ﺑﺮﺧﻼف رؤﺳﺎى ﭘﯿﺸﯿﻦ، ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ اى ﺟﺪﯾﺪ در ﻣﻮرد ﻣﺄﻣﻮرت ﺷﺮﮐﺖ ﺻﺎدر ﻧﮑﺮد.ﻣﺎ ﺧﯿﻠﻰ ﺷﮕﻔﺖ زده ﺷﺪﯾﻢ. در آن زﻣﺎن، ﺳﺮﭘﺮﺳــﺖ ﺳﯿﺴــﺘﻢ ﻣﺎ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﯾﮏ اﺷﺘﺒﺎه ﺑﺰرگ ﺷﺪ و ﺑﻪ اﺷــﺘﺒﺎه ﯾﮏ ﺳِﺮور را از ﺷــﺒﮑﻪ ﺟﺪا ﮐﺮد ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻗﻄﻊ ﻋﻤﺪه در ﺷــﺒﮑﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. رﺋﯿــﺲ ﺟﺪﯾﺪ، او را ﺑﻪ دﻓﺘﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﺳﺮﭘﺮﺳــﺖ ﺳﯿﺴــﺘﻢ ﮐﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﻫﺎ را داﺷــﺖ، ﺷــﺮوع ﮐﺮد ﺑــﻪ ﮔﻔﺘﻦ اﯾﻨﮑﻪ: ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﺑﻮد ..." اﻣﺎ رﺋﯿﺲ ﺣﺮف او را ﻗﻄﻊ ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺼﯿﺮ او ﺑﻮده. رﺋﯿﺲ اداﻣﻪ داد: ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺪﯾﺮ ﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻣﻰ ﺷــﺪم ﮐﻪ ﮐﺎﺑﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ وﺿﻮح ﺑﺮﭼﺴــﺐ ﺧﻮرده اﻧﺪ ﺗﺎ ﭼﻨﯿﻦ اﺷﺘﺒﺎﻫﻰ رخ ﻧﺪﻫﺪ". آن دو ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻣﻰ ﮐﺎﺑﻞ ﻫﺎ و ﺳِــﺮورﻫﺎى ﻣﺮﮐﺰ داده ﻫﺎ را ﺑﺮﭼﺴﺐ زدﻧﺪ.
او ﺳــﭙﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﯿﻢ ﭘﺸــﺘﯿﺒﺎﻧﻰ ﻓﻨﯿﺶ ﺑﻪ درﺳﺘﻰ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼت رﺳــﯿﺪﮔﻰ و آﻧﻬﺎ را ﺣﻞ و ﻓﺼﻞ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ، ﺑﻮدﺟﻪ اى ﮔﺮﻓﺖ ﺗﺎ اﯾﻦ ﺗﯿﻢ را ﺑﻪ ﯾﮏ دوره آﻣﻮزﺷــﻰ ﺑﻔﺮﺳــﺘﺪ. ﻧﻪ ﺗﻮﺑﯿﺨﻰ و ﻧﻪ ﺳﺮزﻧﺸﻰ از او ﺷﻨﯿﺪه ﻧﺸﺪ. او ﺑﺮاى ﻣﺎدران ﺷــﺎﻏﻞ، اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﯾﺮى ﺷــﻐﻠﻰ ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﺮد- ﮐﻪ در آن زﻣﺎن، ﮐﺎر ﺟﺪﯾﺪى ﺑﻮد. او ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺑﺎزى ﻫﺎى ﺑﯿﺲ ﺑﺎل ﻣﻰ ﺑﺮد و آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﮐﻨﻔﺮاﻧﺲ ﻫﺎ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﺎد. ﮐﺎرﻓﺮﻣﺎﯾﺎن ﻧﯿﺰ او را دوﺳــﺖ داﺷــﺘﻨﺪ، زﯾﺮا در ﺗﻤﺎﻣﻰ اوﻗﺎت روز و ﺷــﺐ آﻣﺎده ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﻮد. ﻣﺎ ﺧﻄﻮط ﺗﺠﺎرى و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺪﯾﺪ راه اﻧﺪازى ﮐﺮدﯾﻢ. ﺑﺎﻷﺧــﺮه، ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ او ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮد، ﻫﺮﮔﺰ ﻫﯿﭽﯿﮏ از ﮐﺎرﻫﺎﯾﻰ را ﮐﻪ اﻧﺠﺎم داده ﺑﻮد، ﻣﺘﺬﮐﺮ ﻧﺸــﺪ؛ او ﻓﻘﻂ از ﻣﻮﻓﻘﯿــﺖ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺶ، ﺑﺎ ذﮐﺮ ﻧﺎم آﻧﻬﺎ، ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ. او ﮐﺎرى ﮐﺮد ﮐﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ از ﻣﺎ اﺣﺴﺎس ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﻰ وﯾﮋه ﻫﺴﺘﯿﻢ. او ﺑﺸﺪت ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺧﻮﯾﺶ وﻓﺎدار ﺑﻮد؛ و آﻧﭽﻪ در ﻋﻮض درﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮد، وﻓﺎدارى و ﻓﺪاﮐﺎرى ﻣﺎ ﺑﻮد. او ﻫﺮﮔﺰ اﯾﻨﻬﺎ را از ﻣﺎ درﺧﻮاﺳﺖ ﻧﮑﺮد، اﺻﻼً ﻧﯿﺎزى ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﻧﺪاﺷﺖ. ﻫﻤــﻪ ﻣﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎى زﯾــﺎدى از او، Jim P Dougherty، آﻣﻮﺧﺘﯿﻢ. او ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎرى از ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺶ در ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺧﻮد ﺑﺪرﺧﺸﻨﺪ.

نوآورى، خلاقیت و ایده سه ضلع مثلت تفاوت

1398/03/12
07:05
امیرحسین ستوده بیدختی
امروزه سه كلمه نوآورى، خلاقیت و ایده پردازى توجه بسیارى را به خودجلب كرده است؛ اما گاهى این كلمات با یكدیگر اشتباه گرفته مى شوند،
پس بهتر است آنها را تعریف كنیم تا تفاوت هاى آنها روشن گردد:
 نوآورى ( :(Innovation نوآورى، به كارگیرى ایده هاى نوین ناشى از خلاقیت ( (Creativity است. در واقع به پیاده ساختن ایده ناشى از خلاقیت كه به صورت یك محصول یا خدمت تازه ارائه شود، نوآورى گویند.

اختراع ( Invention ) به معناى "پدید آوردن محصول جدید" است، اما نوآورى فراتر از آن است و به معناى "معرفى محصولى تازه" است كه با ابداع و عرضه صورت مى گیرد.  نوآورى زمانى رخ مى دهد كه ایده به صورت محصول، فر آیند یا خدمتى توسعه یابد. تعاریف مختلفى از نوآورى ارائه شده است. پیتر دراكر نوآورى  را همانند هر فعالیت عینى دركنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختكوشى همه دست اندركاران مى داند. او معتقد است آنچه در میان  كارآفرینان، مشترك یافتم نه گونه اى خاص از شخصیت، بلكه تعهد  سیستماتیك به نوآورى بوده است. مایكل تاشمن نوآورى را بستر پیروزى در كسب وكار دانسته تا مدیران در پى شناسایى سازوكار چرخه فناورى و جویبار نوآورى بتوانند به كمك انجام دگرگونى هاى ناپیوسته در سازمان به امتیازهاى ناشى از آنها برسند.
 خلاقیت ( :(Creativity  خلاقیت، فرآیند ذهنى كشف ایده ها و مفاهیم، یا آمیزش ایده ها و مفاهیمِ موجود است كه توسط فرآیند بینش خودآگاه یا ناخودآگاه تحریك مىشود. در واقع خلاقیت یعنى به كارگیرى توانایى هاى ذهنى براى ایجاد یا تبلور یك فكر یا مفهوم جدید كه برخى نیز آنرا به تركیب ایده ها یا ایجاد پیوستگى بین ایده ها تعبیر نموده اند. در تعریفى دیگر، خلاقیت بازى با تخیل و امكانات است كه در حین تعامل با عقاید، افراد و محیط، منجر به ارتباطات و نتایج جدید و معنادار مى شود.

 ایده ( :(Idea ایده در حقیقت، یك طرح ذهنى است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام براى حل یك مشكل یا برآورده كردن یك نیاز دانست. به عبارت دیگر، ایده ساده ترین راه حلى است كه انسان در برابر یك مسئله یا نیاز، به آن  فكر مى كند. هر چند مى توان یك ایده را بسط داد و پیچیده كرد. طرح یك ایده، با توجه به ماهیت ذهنى آن، مى تواند فارغ از هر گونه قید و بندى صورت پذیرد. اما براى عملى كردن آن، باید به بسیارى از این محدودیت ها مثل قوانین فیزیكى، حقوقى و ... توجه كرد. طرح ایده هاى نو، رابطه اى مستقیم با خیال پردازى و خلاقیت دارد.  اما به قول بریان امبل، فرهنگ نوآورى، از ایده هاى هر فرد، در هر سطحى از هر واحدى در سازمان حمایت خواهد كرد. بنابراین باید نوآورى، خلاقیت و ایده پردازى به عنوان فرهنگ در ذهن و رفتار ما شكل بگیرد تا بتوانیم "متفاوت باشیم". كار بدون این سه ضلع، تنها تكرار مكررات است.

از ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺧﻮد ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ وﮔﺮﻧﻪ رﻗﺒﺎﯾﺘﺎن اﯾﻦ ﮐﺎر را ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد!

1397/04/3
04:21
امیرحسین ستوده بیدختی
وﻗﺘﻰ ﮐﺎرﻣﻨﺪى ﺷــﺮوع ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﺪ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺪﯾﺮ، وﻓﺎدارى او را ﺑﻪ دﺳﺖ آورده اﯾﻢ، زﯾﺮا او را اﺳﺘﺨﺪام ﮐﺮده اﯾﻢ و ﻓﺮﺻﺘﻰ ﺑﻪ او داده اﯾﻢ. اﻓﺮاد ﺗﺎزه اﺳــﺘﺨﺪام ﺷﺪه، ﺑﺎ ﺷﻮر و اﺷﺘﯿﺎق و اﻧﺮژى ﻓﺮاوان ﻣﻰ آﯾﻨﺪ و آﻣﺎدﮔﻰ آﻧﺮا دارﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻮه ﻫﺎ را ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﻨﻨﺪ.
اﯾﻦ وﻓﺎدارى و ﺷﻮر و ﺷﻮق ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺴﺮﻋﺖ از ﺑﯿﻦ ﺑﺮود.
 ﻣـﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿـﻢ اﮔﺮ درك ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ وﻓﺎدارى ﭼﯿﺴـﺖ. ﺟﯿﺴــﻮن ﻓﺮﯾــﺪ )Jason Fried( ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞ ﺷــﺮﮐﺖ Basecamp ﻣﻰ ﮔﻮﯾﺪ: وﻓﺎدارى ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺷــﺎﺧﺺ ﻫﺎ، ﺳﺮ وﻗﺖ ﺣﺎﺿﺮ ﺷــﺪن، ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻮدن، اﻧﺠﺎم آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺷــﻤﺎ ﻣﻰ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﻣــﻰ ﺧﻮاﻫﯿﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ، اﻣﯿﻦ ﺑﻮدن، درﺧﻮاﺳــﺖ ﮐﺎر روزاﻧﻪ ﻋﺎدﻻﻧﻪ، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﮐﺎر، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻣﺸــﺘﺮى، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺳــﺎزﻣﺎن، اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎران، ﺗﻠﻒ ﻧﮑﺮدن وﻗﺖ، ﺳﺨﺖ ﻧﮑﺮدن ﮐﺎر ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان، اﯾﺠــﺎد ﻧﮑﺮدن ﮐﺎرﻫﺎى ﻏﯿﺮﺿﺮورى ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان، ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻧﺒﻮدن، و اﻧﺠﺎم ﻧﺪادن ﮐﺎرﻫﺎى ﺑﯿﻬﻮده".

 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔـﺮ از ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﻤﺎن ﭼﯿﺰى را ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ ﮐﻪ آﻧﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎر ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ: ﺳﻼﻣﺘﻰ آﻧﻬﺎ، درﺳﺘﮑﺎرى آﻧﻬﺎ، ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ آﻧﻬﺎ، آراﻣﺶ ﻓﮑﺮى آﻧﻬﺎ و ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﺎن.
 ﻣﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﺸﺎن ﺑﺸﻮﯾﻢ.
 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣـﻰ دﻫﯿﻢ اﮔـﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﺑﻪ ﻣﺎ دارﻧﺪ، ﺧﻮد را از اﯾﺸﺎن ﭘﻨﻬﺎن ﮐﻨﯿﻢ.
 ﻣـﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿـﻢ اﮔﺮ اﻓﺮادى را ارﺗﻘﺎ دﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ارﺗﻘﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
 ﻣـﺎ وﻓـﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳـﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﺑـﻪ آﻧﻬﺎ اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﯿﻢ ﺷﻮر و ﺷﻮق ﺧﻮد را دﻧﺒﺎل ﮐﻨﻨﺪ.
 ﻣﺎ وﻓﺎدارى آﻧﻬﺎ را از دﺳﺖ ﻣﻰ دﻫﯿﻢ اﮔﺮ ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﻣﺸﮑﻼت ﺧﻮدﻣﺎن، ﻓﺮﺻﺖ ﭘﯿﺪا ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﮐﻤﮏ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
اﻓﺮاد ﻗﻮى ﺑﺮاى ﺧﻮدﺷﺎن اﯾﺴﺘﺎدﮔﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ؛رﻫﺒﺮان ﻗﻮى ﺑﺮاى دﯾﮕﺮان اﯾﺴﺘﺎدﮔﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﻪ اﻓﺮادﺗﺎن ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ

1396/08/7
09:21
امیرحسین ستوده بیدختی
اﻓﺮادى ﮐﻪ ﻣﺴــﺌﻮﻟﯿﺖ ﮐﺎرﻫﺎ ﯾﺎ اﻗﺪاﻣﺎت ﺧﻮد را ﺑﺮ ﻋﻬﺪه ﻧﻤﻰ ﮔﯿﺮﻧﺪ، اﺣﺘﻤﺎﻻً ﺗﺄﺛﯿﺮى ﻣﻨﻔﻰ ﺑﺮ ﺳﺎﯾﺮ اﻋﻀﺎى ﺗﯿﻢ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. ﺑﺮاى ﯾﺎﻓﺘﻦ اﻋﻀﺎﯾﻰ از ﺗﯿﻢ ﮐﻪ از ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﻰ ﺳﺮ ﺑﺎز ﻣﻰ زﻧﻨﺪ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎى زﯾﺮ را ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﯿﺪ: ﺑﻰ ﺗﻔﺎوﺗﻰ
 ﻣﻘﺼﺮ ﻗﻠﻤﺪاد ﮐﺮدن دﯾﮕﺮان
 ﻣﻮﻋﺪﻫﺎى رﻋﺎﯾﺖ ﻧﺸﺪه
 ﺟﻤﻼﺗﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ"

ﺑﺮاى آﻧﮑﻪ ﺑﻪ اﻓﺮادﺗﺎن ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﮐﺎرﻫﺎﯾﺸﺎن را ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ، ﻣﻬﺎرت ﻫﺎ و ﻣﻨﺎﺑﻌﻰ را ﮐﻪ ﺑﺮاى اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﺷــﺎن ﻧﯿﺎز دارﻧﺪ، در اﺧﺘﯿﺎرﺷﺎن ﻗﺮار دﻫﯿﺪ. ﺳــﭙﺲ ﻣﺤﯿﻄﻰ را ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ آﺳــﺎﻧﻰ ﺗﻐﯿﯿــﺮ ﮐﻨﻨﺪ، و ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت و اﻗﺪاﻣﺎت ﺧﻮد را ﺑﺮ ﻋﻬﺪه ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﺪ اﯾﻦ ﮐﺎر را از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻮارد زﯾﺮ اﻧﺠﺎم دﻫﯿﺪ:
 ﺣﺼﻮل اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﮐﺎﻓﻰ ﺑﻮدن ﻣﻨﺎﺑﻊ
 اﻧﺘﺸﺎر ﻧﻘﺶ ﻫﺎ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎ، و اﻫﺪاف در ﻣﯿﺎن اﻓﺮاد
 درﮔﯿﺮ ﮐﺮدن ﻣﺠﺪد اﻓﺮاد در ﮐﺎرﻫﺎ
 ﮐﻤﮏ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاى ﺑﻪ دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﻨﺘﺮل
 ﭘﺮﻫﯿﺰ از ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﺮ ﺟﺰﺋﯿﺎت
 ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮدن

ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﭼﯿﺴﺖ؟

1396/07/14
04:43
امیرحسین ستوده بیدختی
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اى از اﻟﮕﻮﻫﺎى ﻓﮑﺮى ﺧﻮدﺷﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ را ﺑﻪ ﺗﻼش ﺑﺮاى دﺳﺘﯿﺎﺑﻰ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺑﻠﻨﺪ ﻏﯿﺮواﻗﻊ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ، وادار ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. دﮐﺘــﺮ Tal Ben-Shahar در ﮐﺘــﺎب ﺧــﻮد، The Pursuit of Perfect"، ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐﻪ دو ﻧﻮع ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ وﺟﻮد دارد:
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﺗﻄﺒﯿﻘﻰ 
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر
ﮐﻤــﺎل ﮔﺮاﯾﺎن ﺗﻄﺒﯿﻘﻰ ﺑﺮاى ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﺧﻮد، ﺗــﻼش ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. اﺳــﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﻫﻤﻮاره رو ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳــﺖ، و روﯾﮑــﺮد آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﮐﺎر، ﺑﺎ ﺧﻮش ﺑﯿﻨﻰ، ﻟﺬت و آرزوى ﺑﻬﺒﻮد، ﻫﻤﺮاه اﺳــﺖ. ﺑﺪﯾﻬﻰ اﺳــﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ، ﯾﮏ ﻧﻮع ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﺳﺎﻟﻢ اﺳﺖ.
ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﺎن ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر ﻫﺮﮔﺰ از آﻧﭽﻪ ﺑﻪ دﺳــﺖ ﻣﻰ آورﻧﺪ، راﺿﻰ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ. اﮔﺮ ﭼﯿﺰى ﮐﺎﻣﻞ ﻧﺒﺎﺷﺪ، آﻧﺮا رد ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﺮس از ﺷﮑﺴﺖ، ﺗﺮدﯾﺪ، ﻧﺎﺧﺮﺳﻨﺪى، و ﺳﺎﯾﺮ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻧﺎراﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪه را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑﺴــﯿﺎر ﻣﻬﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﯿﺎن ﮐﻤﺎل ﮔﺮاﯾﻰ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر و ﺗﻼش ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺮاى ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ را درك ﮐﻨﯿﻢ.
ﮐﻤــﺎل ﮔﺮاﯾــﺎن ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر، اﺷــﺘﺒﺎﻫﺎت را ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﻰ داﻧﻨــﺪ، زﯾﺮا ﻓﮑﺮ میکنند که اشتباه باعث میشود که دیگران آنها را بی کفایت و فاقد صلاحیت، تصور کنند.
در مقابل افرادی که به شیوه ای سالم برای برتری یافتن تلاش میکنند،اشتباهات را فرصتی برای رشد میدانند؛آنها درک میکنند که اشتباه، بخشی از فرآیند یادگیری است و آنرا می پذیرند.

ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ اﻓﺮاد ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮ

1396/07/1
12:18
امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﻌﻤﻮﻻً اﻓﺮاد ﮔﻮﺷــﻪ ﮔﯿﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﻰ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎر ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﻦ اﻓﺮاد ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺑﺎ وﺳﺎﯾﻞ ﺧﻮد، ﮐﺎر ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺎاﺳﺘﻌﺪاد، ﺑﺎﻫﻮش و ﺑﺴﯿﺎر ﮐﺎرآﻣﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﭼﻨﺪاﻧﻰ ﻧﺪارﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﺪه ﻫﺎى ﺧﻮد را ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﺑﻪ اﺷﺘﺮاك ﺑﮕﺬارﻧــﺪ ﯾﺎ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﻫﻤﮑﺎرى ﮐﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻨــﺪ آﻧﻘﺪر درﮔﯿﺮ ﮐﺎر ﺧﻮد ﺷــﻮﻧﺪ ﮐــﻪ ﻣﻮﻋﺪﻫﺎ را ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﻨﻨﺪ، و ﻫﻤﮑﺎراﻧﺸــﺎن ﻣﻤﮑﻦ اﺳــﺖ آﻧﻬﺎ را 
ﺑﺪﺧﻠﻖ ﯾﺎ ﮐﻢ ﺣﺮف" ﺑﭙﻨﺪارﻧﺪ. در ﻧﮕﺎه اول، ﻣﻤﮑﻦ اﺳــﺖ ﺗﺼﻮر ﺷــﻮد ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺮاد، دروﻧﮕﺮا ﻫﺴــﺘﻨﺪ؛ وﻟﻰ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎﯾﻰ ﻣﯿﺎن اﻓﺮاد ﮔﻮﺷــﻪ ﮔﯿﺮ و اﻓــﺮاد دروﻧﮕﺮا وﺟﻮد دارد ﮐﻪ در اﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎل ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ.
ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎى زﯾﺮ در اﻓﺮاد ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻰ ﺷﻮد:
ﮐﻨﺎره ﮔﯿﺮى، ﺑﺪﺧﻠﻘﻰ ﯾﺎ ﻋﺪم ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ
بی اعتمادی یا تردید درمورد توانایی های دیگران
کمال گرایی
نادیده گرفتن موعدها یا اهداف تیم
ضعیف بودن در برقراری ارتباط
بی احساس بودن و نداشتن حس همدلی
متکی به خود و قابل اعتماد بودن
با استعداد،خلاق و با هوش بودن
مطمئن بودن نسبت به مهارت های خود
داشتن تمرکز
ﺑﺮاى درﯾﺎﻓﺖ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﮑﺮد از ﻋﻀﻮى از ﺗﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺎﻫﺮ اﻣﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮ اﺳﺖ، اﺳﺘﺮاﺗﮋى ﻫﺎى زﯾﺮ را ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺒﺮﯾﺪ:
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﺮا اﯾﻦ ﻓﺮد، ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ او را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ. اﻧﮕﯿﺰه ﻫﺎى او را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ.
او را ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮارى ارﺗﺒﺎط، ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﻤﺎن ﮐﺘﺎب ﻫﺪﯾﻪ دﻫﯿﻢ؟

1396/06/24
07:41
امیرحسین ستوده بیدختی
 آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ﺑﺎﻻﺑﺮدن ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى آﻧﺎن: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎب ﻫﺎى ﺑﻪ روز و ﻣﻔﯿﺪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﺑﻰ ﺷﮏ ﺳﻬﻢ ﺑﺴﺰاﯾﻰ در آﻣﻮزش ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ارﺗﻘﺎى ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى آﻧﻬﺎ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.
 ﺑﺎﻻﺑﺮدن ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﻣﺪﯾﺮان ﺳﺎزﻣﺎن: ﺑﺮاى ارﺗﻘﺎى ﻣﻬﺎرت ﻫﺎى ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﻰ ﻣﺪﯾﺮان ﺳﺎزﻣﺎن، ﮔﺎﻫﻰ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﯾﮏ ﮐﺘﺎب ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﯾﮏ دوره آﻣﻮزﺷﻰ، ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
 دﺳـﺘﯿﺎﺑﻰ ﺑﻪ اﯾﺪه ﻫﺎى ﺟﺪﯾﺪ در ﮐﺴـﺐ وﮐﺎر: داﺷﺘﻦ اﯾﺪه و ﻧﻮآورى در اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎ و ﭘﺮوژه ﻫــﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد رخ ﻧﻤﯽ دﻫــﺪ؛ ﻻزﻣﻪ اﯾﺪه ﭘﺮدازى، ﺧﻮدﺑﺎورى در ﺧﻼﻗﯿﺖ اﺳــﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰ ﺷﻮد.
 ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮاﻧﻰ ﻣﺘﻔﮑﺮ: ﺣﺘﻤﺎً ﯾﮑﻰ از دﻏﺪﻏﻪ ﻫﺎى ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺘﺎن و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﯿﺮ ﺷﻐﻠﻰ آﻧﻬﺎﺳﺖ؛ ﺑﺮاى ﮐﻤﮏ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ در اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ، اﯾﺸﺎن را ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿﺪ.
 اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﻬﺮه ورى ﮐﺎرﮐﻨﺎن: ﻗﻄﻌﺎً ﻣﺪﯾﺮان و ﮐﺎرﮐﻨﺎن آﮔﺎه و اﻫﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﺑﺮاى ﻫﺮ ﺳــﺎزﻣﺎﻧﻰ ﺑﺎزدﻫﻰ ﺑﯿﺸﺘﺮى ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ.
 اﻓﺰاﯾـﺶ ﺑﺎزدﻫـﻰ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺑﻪ روز ﻣﺪﯾﺮﯾﺘـﻰ: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎب ﻫﺎى ﺑﻪ روز در ﻣﺤﯿﻂ رﻗﺎﺑﺘﻰ، اﻓﺮاد ﺳﺎزﻣﺎﻧﺘﺎن را ﺑﻪ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﻰ ﺷﻤﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ رﻗﯿﺒﺎﻧﺘﺎن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد. 


10 ﭼﯿﺰ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﻫﻮش ﺑﯿﺎن ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ

1396/06/24
01:37
امیرحسین ستوده بیدختی
ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎ و ﻋﺒﺎرت ﻫﺎﯾﻰ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻰ آﻧﻬﺎ را در ﻣﺤــﻞ ﮐﺎر ﺑﺮ زﺑﺎن ﺑﯿﺎورﯾــﺪ. اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت ﻫﺎ ﻗﺪرت وﯾﮋه اى در ﺧﻮد دارﻧﺪ: آﻧﻬﺎ ﺗﻮاﻧﺎﯾﻰ ﻋﺠﯿﺒﻰ دارﻧﺪ در اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷــﻮﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﯿﺪ، ﺣﺘﻰ اﮔﺮ ﺻﺤﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺑﺪﺗﺮ از ﻫﻤﻪ، وﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﺑﯿﺎن ﺷﻮﻧﺪ، دﯾﮕﺮ ﻧﻤﻰ ﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه، ﺑﯿﺎﻧﺎت ﺑﺮﺧﻮرﻧﺪه اى ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎره از زﺑﺎن ﮐﺴﻰ در ﻣﻰ رود، ﯾﺎ ﺟﻮك ﻫﺎى ﻧﺎﺟﻮر، ﯾﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎى ﺳﯿﺎﺳــﻰ ﻧﺎدرﺳــﺖ ﻧﯿﺴــﺖ. ﻣﻨﻈﻮر او اﻇﻬﺎرات ﻇﺮﯾﻒ و دﻗﯿﻘﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ آﺳﯿﺐ را وارد ﻣﻰ ﺳﺎزد و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮد بی کفایت و نا مطمئن به نظر برسید مهم نیست چقدر با استعداد باشید یا چه عملکردی داشته باشید؛عبارات خاصی وجود دارد که فورا نگاه دیگران را نسبت به شما تغییر میدهد و میتواند برای همیشه شما را در یک هاله منفی نگهدارد. این عبارت ها آنقدر بار منفی دارند که در مدتی کوتاه،کسب و کارها را نابود میکنند در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﯿﻮه اﻧﺠﺎم ﺷﺪه.
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﻣﻦ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﻢ.
اﯾﻦ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ.
اﯾﻦ در ﺷﺮح وﻇﺎﯾﻒ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺷــﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﯾﮏ اﯾﺪه ﻣﺰﺧﺮف ﺑﺎﺷــﺪ .../ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﯾﮏ ﺳــﺆال اﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺑﭙﺮﺳﻢ.
ﺳﻌﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﮐﺮد.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ ﻃﻮل ﻣﻰ ﮐﺸﺪ.
از اﯾﻦ ﮐﺎر ﻣﺘﻨﻔﺮم.
اوﺗﻨﺒﻞ/ ﺑﻰ ﮐﻔﺎﯾﺖ/ اﺣﻤﻖ و ﻧﺎدان اﺳﺖ.

مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

1395/10/2
10:41
امیرحسین ستوده بیدختی
مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

یکی از معیارهای خوشمزه من این بوده که اگر مدیری، مسئولی، برای انجام کاری شعار می داد که باید همه دست به دست هم دهیم تا فلان کار انجام شود، یقین می کردم که قرار نیست آن کار انجام شود. اینکه تمامی ملت بخواهند در راستای کاری مشخص، که مد نظر این مسئول می باشد، وحدت نظر و انگیزه های یکسان داشته باشند، تحققش حتی به افسانه نیز نزدیک نیست، غیرممکن است. اما توجه به موضوع همبستگی بین عده ای برای انجام فعلی مشخص، می تواند جالب باشد. موضوع در هر اندازه و شکلی که باشد، چالشی است. اینکه مثلاً تیم پروژه در مورد اهداف پروژه با هم در یک مسیر قرار داشته باشند و تلاشی منظم برای تحقق اهداف به عمل آورند، اصلاً بدیهی نیست. طبق مطالعاتی که توسط ژان کویلارد در دانشگاه اوتاوا انجام شده (که این تنها یکی از منابع بیشمار می باشد) بزرگترین چالش در تحقق اهداف پروژه، مدیریت نیروی انسانی پروژه بوده است. اگر این ادعا درست باشد، باید از ما متخصصین مدیریت پروژه پرسید که در بین تمامی تئوری ها و محصولاتی که در این زمینه تولید شده چه سهمی به مدیریت نیروی انسانی تخصیص یافته، و آیا سهم تخصیص یافته تناسبی با این ادعا دارد یا خیر؟
در دهه هشتاد میلادی مطالعه ای در آمریکا شده بود که نشان می داد یک قطعه، از زمانی که وارد کارگاه می شود تا زمانی که کامل شده و از کارگاه خارج می گردد، ۹۵ درصد زمان خود را به منتظر ماندن در صف های ماشینکاری می گذراند و تنها ۵ درصد از این دوره را بر روی ماشین و در حال عملیات سپری می کند. این اعداد در تضاد کامل با حجم تحقیقات برنامه ریزی تولید در مراکز علمی بود. بر عکس آمار فوق مشخص شده بود که ۹۵ درصد تحقیقات حول بهینه کردن آن ۵ درصد و تنها ۵ درصد از تحقیقات در مورد بهینه کردن زمان انتظار قطعه انجام می گیرد. تنها از روی مشاهدات خود و توجهی که به امور مکانیزه محدوده مدیریت پروژه می شود، برداشت می کنم که به حوزه مدیریت منابع انسانی به اندازه اهمیتی که دارد، توجه نمی شود. چالشی که در این زمینه روبروی مدیریت پروژه است را می توان به این صورت عنوان کرد: چگونه می توان تیم های مختلف، افراد مختلف و سازمان های مختلف را که دارای اهداف متفاوت می باشند، برای دوره ای محدود و در راستای اهداف پروژه به صورت منظم هماهنگ نمود و بعد از اتمام کار، دوستانه از یکدیگر جدا شد؟؟ پاسخ به این چالش چندان ساده نیست، بخصوص وقتی که پیچیدگی های پروژه بالا باشد.
برنامه ای که برای انجام پروژه تدوین می شود، با توجه به اهداف پروژه تهیه می گردد. لذا می توان اطمینان داشت که برنامه، مجموعه تصمیماتی است که مسئولان در قبال رسیدن به اهداف پروژه اتخاذ نموده اند. هر فعالیت بر روی برنامه یک متولی دارد و چه بسا که تیمی از کارشناسان، عهده دار انجام آن باشند. می توان برنامه را به مجموعه قوانین اجرایی پروژه تعبیر کرد. دست اندرکاران انجام برنامه، در هر سطح و مقامی، به مانند شهروندان پروژه می مانند که می باید بر اساس قوانین تعریف شده با یکدیگر تعامل داشته باشند. از این منظر، مدیریت نیروی انسانی کار زیاد مشکلی به نظر نمی رسد چرا که هم قوانین نوشته شده و هم متولیان و مجریان شناخته شده هستند. اما واقعاً چالش در جایی است که هیچ تضمینی برای اینکه اطمینان حاصل گردد که این افراد به قوانین احترام گذارده، آنها را رعایت می کنند، وجود ندارد. مشخص است که یک راه حل برای حصول اطمینان از رعایت قوانین (برنامه) اعمال دستورالعمل های تنبیهی به دلیل نقض آنهاست. خود این امر توجیه می کند که نظامی در پروژه مستقر گردد که نقض قوانین را بدون جانبداری و اعمال نظر ثبت کند (دستگاه مانیتورینگ). با این حال و با توجه به اینکه برنامه، سیستم پایش و دستورالعمل های تنبیهی می توانند در زمینه مدیریت نیروی انسانی کمک کنند، ‌اما تجربه های زیادی نشان می دهد که این مجموعه کافی نیست و موفقیت پروژه ها مرهون پرداختن به مدیریت شفاف و صریح، و ‌در عین حال عزتمندانه، با رعایت محدودیت زمان می باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

1395/10/2
10:41
امیرحسین ستوده بیدختی
مهمترین محدوده مدیریت؟ مدیریت نیروی انسانی

یکی از معیارهای خوشمزه من این بوده که اگر مدیری، مسئولی، برای انجام کاری شعار می داد که باید همه دست به دست هم دهیم تا فلان کار انجام شود، یقین می کردم که قرار نیست آن کار انجام شود. اینکه تمامی ملت بخواهند در راستای کاری مشخص، که مد نظر این مسئول می باشد، وحدت نظر و انگیزه های یکسان داشته باشند، تحققش حتی به افسانه نیز نزدیک نیست، غیرممکن است. اما توجه به موضوع همبستگی بین عده ای برای انجام فعلی مشخص، می تواند جالب باشد. موضوع در هر اندازه و شکلی که باشد، چالشی است. اینکه مثلاً تیم پروژه در مورد اهداف پروژه با هم در یک مسیر قرار داشته باشند و تلاشی منظم برای تحقق اهداف به عمل آورند، اصلاً بدیهی نیست. طبق مطالعاتی که توسط ژان کویلارد در دانشگاه اوتاوا انجام شده (که این تنها یکی از منابع بیشمار می باشد) بزرگترین چالش در تحقق اهداف پروژه، مدیریت نیروی انسانی پروژه بوده است. اگر این ادعا درست باشد، باید از ما متخصصین مدیریت پروژه پرسید که در بین تمامی تئوری ها و محصولاتی که در این زمینه تولید شده چه سهمی به مدیریت نیروی انسانی تخصیص یافته، و آیا سهم تخصیص یافته تناسبی با این ادعا دارد یا خیر؟
در دهه هشتاد میلادی مطالعه ای در آمریکا شده بود که نشان می داد یک قطعه، از زمانی که وارد کارگاه می شود تا زمانی که کامل شده و از کارگاه خارج می گردد، ۹۵ درصد زمان خود را به منتظر ماندن در صف های ماشینکاری می گذراند و تنها ۵ درصد از این دوره را بر روی ماشین و در حال عملیات سپری می کند. این اعداد در تضاد کامل با حجم تحقیقات برنامه ریزی تولید در مراکز علمی بود. بر عکس آمار فوق مشخص شده بود که ۹۵ درصد تحقیقات حول بهینه کردن آن ۵ درصد و تنها ۵ درصد از تحقیقات در مورد بهینه کردن زمان انتظار قطعه انجام می گیرد. تنها از روی مشاهدات خود و توجهی که به امور مکانیزه محدوده مدیریت پروژه می شود، برداشت می کنم که به حوزه مدیریت منابع انسانی به اندازه اهمیتی که دارد، توجه نمی شود. چالشی که در این زمینه روبروی مدیریت پروژه است را می توان به این صورت عنوان کرد: چگونه می توان تیم های مختلف، افراد مختلف و سازمان های مختلف را که دارای اهداف متفاوت می باشند، برای دوره ای محدود و در راستای اهداف پروژه به صورت منظم هماهنگ نمود و بعد از اتمام کار، دوستانه از یکدیگر جدا شد؟؟ پاسخ به این چالش چندان ساده نیست، بخصوص وقتی که پیچیدگی های پروژه بالا باشد.
برنامه ای که برای انجام پروژه تدوین می شود، با توجه به اهداف پروژه تهیه می گردد. لذا می توان اطمینان داشت که برنامه، مجموعه تصمیماتی است که مسئولان در قبال رسیدن به اهداف پروژه اتخاذ نموده اند. هر فعالیت بر روی برنامه یک متولی دارد و چه بسا که تیمی از کارشناسان، عهده دار انجام آن باشند. می توان برنامه را به مجموعه قوانین اجرایی پروژه تعبیر کرد. دست اندرکاران انجام برنامه، در هر سطح و مقامی، به مانند شهروندان پروژه می مانند که می باید بر اساس قوانین تعریف شده با یکدیگر تعامل داشته باشند. از این منظر، مدیریت نیروی انسانی کار زیاد مشکلی به نظر نمی رسد چرا که هم قوانین نوشته شده و هم متولیان و مجریان شناخته شده هستند. اما واقعاً چالش در جایی است که هیچ تضمینی برای اینکه اطمینان حاصل گردد که این افراد به قوانین احترام گذارده، آنها را رعایت می کنند، وجود ندارد. مشخص است که یک راه حل برای حصول اطمینان از رعایت قوانین (برنامه) اعمال دستورالعمل های تنبیهی به دلیل نقض آنهاست. خود این امر توجیه می کند که نظامی در پروژه مستقر گردد که نقض قوانین را بدون جانبداری و اعمال نظر ثبت کند (دستگاه مانیتورینگ). با این حال و با توجه به اینکه برنامه، سیستم پایش و دستورالعمل های تنبیهی می توانند در زمینه مدیریت نیروی انسانی کمک کنند، ‌اما تجربه های زیادی نشان می دهد که این مجموعه کافی نیست و موفقیت پروژه ها مرهون پرداختن به مدیریت شفاف و صریح، و ‌در عین حال عزتمندانه، با رعایت محدودیت زمان می باشد.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت نیروی انسانی


کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت نیروی انسانی,
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات