درحال مشاهده: کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

ﻓﻠﺴﻔﻪ 41 ﻣﺮﺣﻠﻪ اى دﻣﯿﻨﮓ

1396/06/24
01:50
امیرحسین ستوده بیدختی
ﻣﻔﻬﻮم ﮐﯿﻔﯿﺖ، ﻫﺴــﺘﻪ ﺑﺴــﯿﺎرى از اﯾﺪه ﻫﺎى ﻣﺎ در ﻣﻮرد رﻫﺒﺮى و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺆﺛﺮ را ﺗﺸــﮑﯿﻞ ﻣﻰ دﻫﺪ، و ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﻫﺎﯾﻰ ﻫﻤﭽﻮن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺟﺎﻣﻊ و ﺷﺶ ﺳﯿﮕﻤﺎ، ﻗﻠﺐ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺑﺴﯿﺎرى از ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ.
ﻣــﺎ اﮐﻨﻮن ﻣﻰ داﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﯾﺪ در ﺗﻤﺎﻣﻰ ﺳــﻄﻮح ﯾﮏ ﺷــﺮﮐﺖ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، و ﺑﺨﺸﻰ از ﻫﺮ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن اﻧﺠﺎم ﻣﻰ دﻫﺪ، ﺑﺎﺷﺪ. از ﭘﺎﺳﺦ دادن ﺑــﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗــﺎ ﻣﻮﻧﺘﺎژ ﻣﺤﺼﻮﻻت و اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻪ ﻣﺸــﺘﺮى ﻧﻬﺎﯾﻰ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﻠﯿﺪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ.
ﻓﻠﺴﻔﻪ  14ﻣﺮﺣﻠﻪ اى دﻣﯿﻨﮓ، اﺛﺮات ﮔﺴﺘﺮده اى ﺑﺮ دﻧﯿﺎى ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر داﺷﺘﻪ اﺳــﺖ. ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻣﺘﻌﺪد در ﻣﻮرد ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎى ﺑﺴــﯿﺎر ﻣﻮﻓﻖ، ﻧﺸﺎن ﻣﻰ دﻫﺪ ﮐﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن اﯾﻦ ﻓﻠﺴــﻔﻪ، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮدﻫﺎى ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳــﺖ. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ، ﻓﻠﺴــﻔﻪ  14ﻣﺮﺣﻠﻪ اى دﻣﯿﻨﮓ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺟﻊ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺑﺮاى ﺗﺤﻮل ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ.
اﯾﻦ 41 ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
ﻋﺰﻣﻰ راﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﻮى ﺑﻬﺒﻮد ﭘﺪﯾﺪ آورﯾﺪ.
ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺟﺪﯾﺪ را ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ.
واﺑﺴﺘﮕﻰ ﺑﻪ ﺑﺎزرﺳﻰ را ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺳﺎزﯾﺪ.
ﺑﺮاى ﻫﺮ ﯾﮏ از اﻗﻼم، ﺗﻨﻬﺎ از ﯾﮏ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ و ﻫﻤﻮاره ﺑﻬﺒﻮد اﯾﺠﺎد ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
در ﮐﺎر، از آﻣﻮزش ﺑﻬﺮه ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﺎﻇﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ و رﻫﺒﺮى را ﭘﯿﺎده ﺳﺎزى ﮐﻨﯿﺪ. ﺗﺮس را از ﺧﻮد دور ﮐﻨﯿﺪ.
ﻣﻮاﻧﻊ ﻣﯿﺎن ﺑﺨﺶ ﻫﺎ را از ﻣﯿﺎن ﺑﺮدارﯾﺪ. ﺷﻌﺎرﻫﺎى ﻣﺒﻬﻢ را دور ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ.
ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺗﻮﺳﻂ اﻫﺪاف را از ﻣﯿﺎن ﺑﺒﺮﯾﺪ.
ﻣﻮاﻧﻊ اﻓﺘﺨﺎر ﺑﻪ ﮐﺎر" را ﺑﺮﻃﺮف ﮐﻨﯿﺪ.
ﻣﻌﺮﻓﺖ و اﺻﻼح ﻧﻔﺲ را ﭘﯿﺎده ﺳﺎزى ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
در وﻇﺎﯾﻒ ﺗﻤﺎﻣﻰ اﻓﺮاد، ﺗﺤﻮل" ﺑﻪ وﺟﻮد آورﯾﺪ.

درﺧﺖ "ﺿﺮورى ﺑﺮاى ﮐﯿﻔﯿﺖ" (CTQ)

1396/06/24
01:48
امیرحسین ستوده بیدختی
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ در ﺣﺎل اﯾﺠﺎد ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﺪﯾﺪ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮاى ﺟﻠﺐ رﺿﺎﯾﺖ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻧﺘﺎن، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮاى ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﯾﺴﺘﺎدﮔﻰ در ﻣﻘﺎﺑﻞ رﻗﺒﺎﯾﺘﺎن، ﮐﯿﻔﯿﺖ اﻫﻤﯿﺖ ﻣﻰ ﯾﺎﺑﺪ.
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل، ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﺪ ﯾﮏ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺎﺷــﺪ. و ﻋﻮاﻣﻠﻰ ﮐﻪ ﺑﺮاى ﻣﺸــﺘﺮﯾﺎن ﻣﻬﻢ ﻫﺴــﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﺳــﺎدﮔﻰ ﻣﻤﮑﻦ اﺳــﺖ ﻧﺎدﯾﺪه ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ. در ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﺳــﺖ ﮐﻪ درﺧﺘﺎن ﺿﺮورى ﺑﺮاى ﮐﯿﻔﯿﺖ" ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺷــﻤﺎ ﻣﻰ آﯾﻨﺪ. درﺧﺘﺎن CTQ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ در ﺷــﮑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻰ ﺷﻮد، اﺑﺰارﻫﺎﯾﻰ ﻣﺒﺘﻨﻰ ﺑﺮ ﻧﻤﻮدار ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎت ﺧﻮد را ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻ اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
ﻓﺮآﯾﻨﺪ اﯾﺠﺎد ﯾﮏ درﺧﺖ CTQ ﺑﻪ ﺷﺮح زﯾﺮ اﺳﺖ:
 ﻧﯿﺎزﻫﺎى ﺿﺮورى را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ. اﺑﺘﺪا ﻻزم اﺳﺖ ﻧﯿﺎزﻫﺎى ﺿﺮورى اى را ﮐﻪ ﻣﺤﺼﻮل ﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ دارا ﺑﺎﺷــﺪ، ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ و ﺑﺮاى ﻫﺮ ﻧﯿﺎز، ﯾﮏ درﺧﺖ CTQ ﺗﺮﺳــﯿﻢ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ. در اﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ، ﺷــﻤﺎ اﺳﺎﺳﺎً ﻣﻰ ﭘﺮﺳﯿﺪ: 
ﺑﺮاى اﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮل ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ، ﭼﻪ ﭼﯿﺰى ﺿﺮورى اﺳﺖ؟".
 ﻣﺤﺮك ﻫﺎى ﮐﯿﻔﯿﺖ را ﺷﻨﺎﺳـﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ. در اﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﺮك ﻫﺎى ﮐﯿﻔﯿﺘﻰ ﻣﺸــﺨﺼﻰ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ در ﻣﺤﺼﻮل ﯾﺎ ﺧﺪت ﺷــﻤﺎ وﺟﻮد داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﺪ ﺗﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻗﺒﻞ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮدﯾﺪ، ﺑﺮآورده ﺷــﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﯾﺎد داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺎﯾﺪ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻧﺘﺎن ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺤﺼﻮﻟﻰ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻ اراﺋﻪ ﻣﻰ دﻫﯿﺪ. ﺑﺎ ﻣﺸــﺘﺮﯾﺎﻧﺘﺎن ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ و از آﻧﻬﺎ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻋﻮاﻣﻠﻰ ﺑﺮاﯾﺸﺎن اﻫﻤﯿﺖ دارد.
 اﻟﺰاﻣﺎت ﻋﻤﻠﮑﺮدى را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻰ ﮐﻨﯿﺪ. در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﯿﺎزﻫﺎى ﻋﻤﻠﮑﺮدى را ﺑﺮاى ﻫﺮ ﯾﮏ از ﻣﺤﺮك ﻫﺎى ﮐﯿﻔﯿﺖ، ﺷﻨﺎﺳــﺎﯾﻰ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ﺗﺎ 
واﻗﻌﺎً ﺑﺘﻮاﻧﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮﻟﻰ ﺑﺎﮐﯿﻔﯿﺖ را ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺧﻮد اراﺋﻪ دﻫﯿﺪ.
ﭘــﺲ از آﻧﮑﻪ ﺑﺮاى ﻫﺮ ﯾﮏ از ﻧﯿﺎزﻫﺎى ﺿــﺮورى، ﯾﮏ درﺧﺖ CTQ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﺮدﯾﺪ، ﻓﻬﺮﺳــﺘﻰ از اﻟﺰاﻣﺎت ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮى در اﺧﺘﯿﺎر ﺧﻮاﻫﯿﺪ داﺷــﺖ ﮐﻪ ﺑﺮاى ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﺤﺼﻮﻟﻰ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ آن اﻟﺰاﻣﺎت را رﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ.


10 ﭼﯿﺰ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﻫﻮش ﺑﯿﺎن ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻨﺪ

1396/06/24
01:37
امیرحسین ستوده بیدختی
ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎ و ﻋﺒﺎرت ﻫﺎﯾﻰ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻰ آﻧﻬﺎ را در ﻣﺤــﻞ ﮐﺎر ﺑﺮ زﺑﺎن ﺑﯿﺎورﯾــﺪ. اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت ﻫﺎ ﻗﺪرت وﯾﮋه اى در ﺧﻮد دارﻧﺪ: آﻧﻬﺎ ﺗﻮاﻧﺎﯾﻰ ﻋﺠﯿﺒﻰ دارﻧﺪ در اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷــﻮﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﯿﺪ، ﺣﺘﻰ اﮔﺮ ﺻﺤﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺑﺪﺗﺮ از ﻫﻤﻪ، وﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﺑﯿﺎن ﺷﻮﻧﺪ، دﯾﮕﺮ ﻧﻤﻰ ﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه، ﺑﯿﺎﻧﺎت ﺑﺮﺧﻮرﻧﺪه اى ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎره از زﺑﺎن ﮐﺴﻰ در ﻣﻰ رود، ﯾﺎ ﺟﻮك ﻫﺎى ﻧﺎﺟﻮر، ﯾﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎى ﺳﯿﺎﺳــﻰ ﻧﺎدرﺳــﺖ ﻧﯿﺴــﺖ. ﻣﻨﻈﻮر او اﻇﻬﺎرات ﻇﺮﯾﻒ و دﻗﯿﻘﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ آﺳﯿﺐ را وارد ﻣﻰ ﺳﺎزد و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮد بی کفایت و نا مطمئن به نظر برسید مهم نیست چقدر با استعداد باشید یا چه عملکردی داشته باشید؛عبارات خاصی وجود دارد که فورا نگاه دیگران را نسبت به شما تغییر میدهد و میتواند برای همیشه شما را در یک هاله منفی نگهدارد. این عبارت ها آنقدر بار منفی دارند که در مدتی کوتاه،کسب و کارها را نابود میکنند در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﯿﻮه اﻧﺠﺎم ﺷﺪه.
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﻣﻦ ﻧﻤﻰ ﺗﻮاﻧﻢ.
اﯾﻦ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ.
اﯾﻦ در ﺷﺮح وﻇﺎﯾﻒ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺷــﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﯾﮏ اﯾﺪه ﻣﺰﺧﺮف ﺑﺎﺷــﺪ .../ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﯾﮏ ﺳــﺆال اﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺑﭙﺮﺳﻢ.
ﺳﻌﻰ ﺧﻮاﻫﻢ ﮐﺮد.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ ﻃﻮل ﻣﻰ ﮐﺸﺪ.
از اﯾﻦ ﮐﺎر ﻣﺘﻨﻔﺮم.
اوﺗﻨﺒﻞ/ ﺑﻰ ﮐﻔﺎﯾﺖ/ اﺣﻤﻖ و ﻧﺎدان اﺳﺖ.

AIDA ﻣﺪل

1396/06/24
01:22
امیرحسین ستوده بیدختی
"ﻫﺪﯾﻪ راﯾﮕﺎن!"
"ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻓﺮد وﯾﮋه، اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪه اﯾﺪ." "ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﭘﺪرﻫﺎ و ﻣﺎدرﻫﺎ..."
ﻣﺎ ﻫﺮ روز ﺑﺎ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻫﺎﯾﻰ ﺷﺒﯿﻪ اﯾﻨﻬﺎ، ﮐﻪ ﺑﺮاى ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﻃﺮاﺣﻰ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﻤﺒﺎران ﻣﻰ ﺷــﻮﯾﻢ. در ﺟﻬﺎﻧﻰ ﭘﺮ از ﺗﺒﻠﯿﻐــﺎت و اﻃﻼﻋﺎت، ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ اﻧﻮاع رﺳــﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻰ ﺷــﻮﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ روى ﻫﺮ ﭘﯿﺎم ﺑﺴﺨﺘﻰ ﮐﺎر ﺷﻮد ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد.
AIDA اﺑﺰارى اﺳﺖ ﺑﺮاى ﺗﻀﻤﯿﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﺟﻪ دﯾﮕﺮان را ﺟﻠﺐ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ. AIDA ﻣﺨﻔﻒ ﮐﻠﻤﺎت زﯾﺮ اﺳﺖ:

 Attention ﯾـﺎ Attract ﯾـﺎ Awareness: ﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾــﺪ ﺑﺘﻮاﻧﯿﺪ ﺑﺴــﺮﻋﺖ ﺗﻮﺟﻪ اﻓــﺮاد را ﺟﻠﺐ ﮐﻨﯿﺪ. از ﮐﻠﻤﺎت ﻗﻮى ﯾﺎ ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﻣﻨﺎﺳــﺐ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.

 Interest: ﻋــﻼوه ﺑﺮ ﺗﻮﺟﻪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﯿﺪ ﻋﻼﻗﻪ اﻓﺮاد را ﻧﯿﺰ ﻧﺴــﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺎم ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ﺗﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﻧﺪ وﻗﺖ ﺑﺎارزﺷﺸﺎن را ﺑﺮاى درك ﭘﯿﺎم ﺷﻤﺎ ﺻﺮف ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎى آﻧﺎن ﺗﻤﺮﮐﺰ ﮐﻨﯿﺪ و ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻗﺴﻤﺖ ﻫﺎﯾﻰ را ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ، ﺑﺴﺮﻋﺖ ﺑﯿﺎﺑﻨﺪ. ﭘﺲ 
ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ از ﻋﻨﺎوﯾﻦ ﻓﺮﻋﻰ وbullet ﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ.

 Desire: ﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ ﺧﻮد ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ درﯾﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ آﻧﭽﻪ اراﺋﻪ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﻤﮏ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد. روش اﺻﻠﻰ اﻧﺠﺎم اﯾﻦ 
ﮐﺎر، از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎى آﻧﻬﺎﺳﺖ.
 Action: در ﻧﻬﺎﯾﺖ، آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻧﺘﺎن اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ، 
ﮐﺎﻣﻼً ﺷــﻔﺎف ﺑﯿﺎن ﮐﻨﯿﺪ و آﻧﻬﺎ را رﻫﺎ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﻨﺪ؛ ﻣﺜﻼً ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ: ﺑﺮاى ﮐﺴــﺐ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﯿﺸــﺘﺮ از وﺑﺴﺎﯾﺖ ﻣﺎ 
دﯾﺪن ﮐﻨﯿﺪ.". اﮔﺮ ﻣﻰ ﺧﻮاﻫﯿﺪ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺷــﻤﺎ ﻣﺤﺼﻮﻟﺘﺎن را ﺑﺨﺮﻧﺪ، وﺑﺴﺎﯾﺘﺘﺎن را ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﭘﯿﺎم ﻫﺎى ﻣﻮﺟﻮد در ﮔﺰارش ﻫﺎى ﺷﻤﺎ را درﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﭼﻬﺎر ﻣﺮﺣﻠﻪ را دنبال نمایید.

برچسب ها:AIDA ﻣﺪل ،AIDA ،ﻣﺪل ،مدیریت ،

چرا کارکنان باهوش استعفا می دهند؟

1396/06/21
12:18
امیرحسین ستوده بیدختی
چرا کارکنان باهوش استعفا می دهند؟

خیلی از مدیران موفق نیز ممکن است یک اشتباه را مرتب تکرار کنند. یکی از اشتباهات آنها این است که اجازه می دهند نیروهای با استعداد و موفق آنها شرکتشان را ترک کنند. یکی از هزینه های کمرشکن شرکت ها، همین ترک نیروهای مستعد و باهوش است.
از هر مدیری بپرسید آیا برای نگهداری و تربیت نیروهای مستعد و باهوش دستورکار دارند، بلافاصله جوب می دهند بله! و سپس از تلاش ها و موفقیت های شرکت خود صحبت می کنند. اما واقعیت چیز دیگری است.
در یک آزمایش، با تحقیق از کارمندان این نوع شرکت ها پاسخ های زیر دریافت شد:
بیش از 50 درصد از آنها ابراز کرده اند که ارزش های آنها با کارفرمایشان متفاوت است.
بیش از 60 درصد از آنها  گفته اند احساس نمی کنند کارهای آنها با برنامه ریزی کارفرما به نتیجه ای برسد.
بیش از 70 درصد از آنها  گفته اند تلاش ها و استعدادهای آنها توسط کارفرما درک و قدردانی نمی شود.
اما بد نیست بدانیم این نیروهای مستعد با ایده های عالی و سازنده چرا شرکت خود را ترک می کنند و دست کارفرما را در پوست گردو می گذارند.
1.عدم موفقیت در دنبال کردن علاقه مندی های آنها

2.شکست در به چالش کشیدن هوش و خردمندی آنها
3.استفاده نکردن از خلاقیت آنها
4.پرورش ندادن مهارت های آنها
5.فرصت ندادن به آنها برای صحبت
6.نداشتن توجه کافی به آنها
7.داشتن ضعف مدیریتی
8.نادیده گرفتن تلاش های آنها
9.افزایش ندادن مسوولیت های آنها
10.سرقول خود نبودن

مسیربحرانی

1396/06/5
10:57
امیرحسین ستوده بیدختی
مسیربحرانی

کلا دو روش برای بحرانی به حساب آوردن فعالیت‌ها و در نتیجه تعیین «مسیر بحرانی»، یعنی مجموعه فعالیت‌های بحرانی که از قدیم علاقه داشتیم تو یه مسیر باشن وجود داره:
بر اساس حداکثر شناوری کل فعالیت‌هابر اساس قرار گرفتن روی طولانی‌ترین مسیر


روش اول:
 برای اکثر افراد آشناتره و معمولا جاهایی که تئوری CPM رو توضیح می‌دن از همین روش استفاده می‌کنن. تو این روش زودترین و دیرترین تاریخ‌های شروع و پایان هر فعالیت تو دو مرحله رفت و برگشت محاسبه می‌شه و تفاضل زودترین و دیرترین تاریخ‌ها دو مقدار شناوری شروع و شناوری پایان رو به وجود میاره. نرم‌افزارهای مختلف یا یکی از این دوتا رو شناوری کل می‌شناسن، یا حداقل اون‌ها رو، یا حتی انتخاب اون رو به شما بدن؛ البته این دو مقدار تو حالت‌های معمولی با هم برابر هستن. حالا حدی برای اون‌ها در نظر گرفته می‌شه و هر فعالیتی که شناوری کلش از اون مقدار بیشتر نباشه بحرانی به حساب میاد.

شناوری کل فعالیت‌ها تو برنامه‌ای که آزاد باشه از صفر کمتر نمی‌شه و این فرض تو حالت‌های قدیمی که تو تئوری‌ها توضیح داده می‌شه هم وجود داره. برای همین رسم بر این بوده که شناوری صفر بحرانی به حساب بیاد. حالا تو پروژه‌هایی که مدت زمانشون زیاد باشه و مدت زمان فعالیت‌هاشون هم خیلی کم نباشه، شناوری‌هایی مثل یک روز چندان با صفر فرق نمی‌کنه. به همین خاطر این گزینه هم وجود داره که حداکثر دیگه‌ای برای شناوری تعیین کنین و مثلا بگین که فعالیت‌هایی که شناوری‌شون بیشتر از یک روز نباشه بحرانی به حساب میاد.

اگه برنامه‌تون آزاد نباشه می‌تونه شناوری منفی هم داشته باشه، که در این صورت منفی‌ها هم بحرانی به حساب میان. البته می‌دونین که بهتره از برنامه‌های غیر آزاد استفاده نکنین و در نتیجه نباید انتظار شناوری منفی داشته باشین.


روش دوم:
تو روش دوم به جای شناوری کل، ازشناوری روابط برای تعیین «طولانی‌ترین مسیر» و به دنبال اون فعالیت‌های بحرانی استفاده می‌شه. هر رابطه بر اساس تفاضل تاریخ‌های پیش‌نیاز و پس‌نیازش مقداری داره که به اون هم می‌گیم شناوری. اگه شناوری صفر باشه، به رابطه حاکم (driver) گفته می‌شه. معمولا بین تمام روابطی که برای یه فعالیت تعریف شده فقط یکیشون حاکمه. اگه همه روابط رو به جز رابطه حاکم حذف کنین، زمان‌بندی‌تون تغییری نمی‌کنه. با این حال باید روابط غیر حاکم رو خیلی با دقت وارد کنین، چون هم روی شناوری‌ها اثر می‌ذاره و هم این‌که ممکنه بعد از مدتی به خاطر وارد کردن مقدارهای واقعی وضعیت تغییر کنه و رابطه دیگه‌ای حاکم بشه.

به هر حال، کار از انتهای برنامه شروع می‌شه. فعالیت انتهایی به عنوان آخرین عنصر «طولانی‌ترین مسیر» انتخاب می‌شه و بعد مسیر بر اساس روابط حاکم دنبال می‌شه و فعالیت‌های دیگه دونه دونه انتخاب می‌شن. مجموعه این فعالیت‌ها می‌شن طولانی‌ترین مسیر برنامه و می‌تونن بحرانی به حساب بیان.

پس مسیر بحرانی می‌تونه بر اساس شناوری فعالیت‌ها یا بر اساس شناوری روابط (قرار داشتن تو طولانی‌ترین مسیر) تعیین بشه. این دو روش تو شبکه‌های خیلی ساده، مشابه اون چیزهایی که برای توضیح دادن تئوری CPM به کار می‌رن نتیجه یکسانی داره، ولی تو برنامه‌های پیچیده‌ای که تو پروژه‌های واقعی داریم، به خاطر قیدهایی که ممکنه استفاده شده باشه، به خاطر تسطیح منابع، به خاطر تقویم‌ها و خیلی مسایل دیگه ممکنه تفاوت‌هایی بین نتایج اون‌ها وجود داشته باشه.

نظرهای متفاوتی وجود داره که کدوم روش بهتره. انتخاب ممکنه تا حدی به سبک برنامه‌ریزی هم برگرده؛ ولی به هر حال من شخصا روش مبتنی بر شناوری فعالیت‌ها رو ترجیح می‌دم، چون ساده‌تر با المان‌هایی مثل تقویم و تسطیح و قید کارش رو پیش می‌بره.

نویسنده: نادر خرمی راد

تهیه منشور پروژه

1396/06/5
10:55
امیرحسین ستوده بیدختی
تهیه منشور پروژه:

منشور پروژه از اولین سند‌هایی است که در پروژه تنظیم می‌شود و معمولا کوتاه نیز هست؛ با این حال اهمیت بسیار زیادی دارد. این سند به پروژه و مدیر پروژه رسمیت می‌دهد و بعد از تصویب آن پروژه رسما شروع می‌شود. 

برخی از اطلاعات که معمولا در منشور پروژه قرار می‌گیرند از این قرارند:

عنوان پروژه
حامی پروژه (مدیر ارشدی که مسئولیت پروژه را دارد و تصمیم‌گیری‌های عمده، تامین مالی و رفع مشکلاتی که فراتر از توان مدیر پروژه باشند را به عهده می‌گیرد)
مدیر پروژه و حد اختیارات وی
کارفرما
سایر ذی‌نفعان کلیدی پروژه
هدف پروژه
شرح پروژه
الزامات پروژه
پیش‌فرض‌های پروژه
شرایط پذیرش پروژه
ریسک‌های کلانی که در زمان تدوین منشور شناسایی شده‌اند
گستره پروژه
مدت پروژه
بودجه پروژه
حد کیفیت پروژه
مایل‌ستون‌های کلیدی پروژه
در واقع این منشور پروژه را تعریف می‌کند. اگر به تازگی وارد تیم پروژه‌ای شده باشید، مطالعه منشور پروژه اولین و ساده‌ترین راه برای آشنا شدن با پروژه خواهد بود. 

تصویب منشور پروژه در حد اختیارات مدیر پروژه قرار نمی‌گیرد و در سطحی بالاتر از وی، از طریق حامی پروژه، دفتر مدیریت طرح، دفتر مدیریت پرتفولیو یا دفتر مدیریت پروژه (PMO) انجام می‌شود. با این حال بهتر است که مدیر پروژه پیش از تدوین منشور انتخاب شده باشد و در تدوین آن نیز همکاری کند.


اصطلاح مهم و رایج در مدیریت ریسک

1396/06/5
10:45
امیرحسین ستوده بیدختی
 اصطلاح مهم و رایج در مدیریت ریسک


ا⁣شتهای ریسک (Risk Appetite):
⁣سطحی از عدم قطعیت که سازمان برای دستیابی به اهداف کسب و کاری خود می‌پذیرد. به عبارت دیگر به محدوده ای که ریسک‌های پذیرفته شده را در بر می‌گیرد، اشتهای ریسک می‌گویند. هر چه این محدوده، ریسک های بیشتری را شامل شود، اشتهای ریسک بیشتر است.


⁣حد آستانه ریسک (Risk Threshold):
⁣حدی از عدم قطعیت یا سطح اثر ریسک که یک ذی‌نفع در پروژه منفعت دارد. پایین تر از حد آستانه، سازمان ریسک را می پذیرد و بالاتر از آن، ریسک را تحمل نمی‌نماید. بالاتر از آن سطح باید اقدامی صورت پذیرد تا به صورت فعال با ریسک مواجه شود و پایین تر از این سطح ریسک در محدوده اشتهای ریسک بوده و پذیرفته می شود.



⁣⁣تحمل ریسک (Risk Tolerance):
⁣برای اهداف زمان، هزینه، محدوده و کیفیت، محدوده پذیرش مختلفی تعریف می‌شود. اگر میزان انحراف از حد آستانه آنقدر ناچیز باشد که مانع تحقق هدف نشود، در اینصورت این سطح از انحراف قابل قبول است. به این سطح قابل پذیرش، تحمل ریسک گفته می شود.

داستانهای مدیریتی(توافق و اخلاق)

1396/06/4
07:46
امیرحسین ستوده بیدختی
داستانهای مدیریتی(توافق و اخلاق)


● شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می برد. کفاش نگاهی به کفش کرده می گوید: این کفش سه کوک می خواهد و اجرت هر کوک ده تومان می شود که درمجموع خرج کفش می شود سی تومان. مشتری قبول می کند. پول را می دهد و می رود تا ساعتی دیگر برگردد و کفش تعمیر شده را تحویل بگیرد. کفاش دست به کار می شود. کوک اول، کوک دوم  و در نهایت کوک سوم و تمام. اما با یک نگاه عمیق در می یابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر می شود و کفش کفشتر خواهد شد.  

○ از یک سو قرار مالی را گذاشته و نمی شود طلب اضافه کند و از سوی دیگر دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزد.

○ او میان نفع و اخلاق و میان دل و قاعده ی توافق مانده است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند به انسانیت تعظیم کرده. اگر کوک چهارم را نزند روی خط توافق و قانون جلو رفته، اما اگر بزند صدای لبیک او آسمان اخلاق را پر خواهد کرد. 

●● نتیجه راهبردی:
○ دنیا پر از فرصت کوک چهارم است. و من و تو کفاش های دو دل.

○ مهربانی را اگر قسمت کنیم،
من یقین دارم به ما هم می رسد، 
آدمی گر ایستد بر بام عشق، 
دست هایش تا خدا هم می رسد

خطای مهارت : خود قایق مهمتر از پارو زدن است!

1396/05/31
07:39
امیرحسین ستوده بیدختی
خطای مهارت : خود قایق مهمتر از پارو زدن است!

چرا کارآفرینان زنجیره ای، یعنی اهالی کسب و کاری که شرکتهای موفق را یکی پس از دیگری تاسیس می کنند، اینقدر کم اند؟ البته که استیو جابز و ریچارد برانسون را داریم، اما آنها اقلیت کوچکی را نمایندگی می کنند. 
کارآفرینان زنجیره ای، کمتر از یک درصد کسانی را که شرکتی را پایه گذاری می کنند تشکیل می دهند. آیا همه آنها مثل پل آلن، یکی از موسسان مایکروسافت، بعد از اولین موفقیت بازنشسته می شوند؟ بی شک نه. آنها متوقف نشده اند بلکه نتوانستند به موفقیت های خود ادامه دهند.
تنها یک جواب منطقی وجود دارد: شانس نقشی بزرگتر از مهارت دارد. البته هیچ تاجری مایل به شنیدن این جمله نیست. 

متاسفانه نه مهارتها و نه رنج و آزار معیارهای کلیدی برای موفقیت نیستند. لازم اند، ولی کافی نیستند. وقتی یک نفر در دراز مدت نسبت به افراد با صلاحیتِ کمتر، موفق تر است ، فقط و فقط دلیلش را باید در عنصری به نام استعداد  جستجو کرد. اما در مورد بنیانگذاران شرکتها چنین نیست، وگرنه بعد از اولین دستاورد به تاسیس شرکتهای بعدی ادامه می دادند.
در مورد مدیران شرکتها چطور؟ آنها چقدر در موفقیت شرکتها اهمیت دارند؟ محققان ارتباط مجموعه ای از خصوصیات مرتبط با یک مدیرعامل قوی را با افزایش ارزش شرکت در طول دوران مدیریت این مدیران عامل بررسی کردند. فقط ۱۰ درصد بیشتر مشاهده شد که مدیرعامل قویتر شرکت قویتر را رهبری می کند. حتی وارن بافت نیز بت سازی از مدیران عامل را تایید نمی کند:
" یک پیشینه مدیریتی خوب بیشتر تابعی است از اینکه در تجارت سوار چه قایقی شده ای، نه اینکه چقدر خوب پارو می زنی."

در برخی حوزه های بخصوص، مهارت هیچ نقشی ندارد. در نتیجه برخی مردم بر اساس توانایی هایشان امرارمعاش می کنند مانند خلبانها ، لوله کش ها و وکلا. ولی در سایر بخشها مهارت لازم است، اما حیاتی نیست؛ مثل کارآفرینان و مدیران. در نهایت، شانس عامل سرنوشت سازی در برخی حوزه هاست، مثل بازارهای مالی. اینجاست که خطای مهارت شایع می شود. پس به لوله کش ها احترام بگذار و زیرلب به موفق های مالی بخند!

هنر شفاف اندیشیدن- رولف دوبلی

سیزدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه

1396/05/26
09:22
امیرحسین ستوده بیدختی
گروه پژوهشی صنعتی آریانا با همکاری انجمن مدیریت پروژه ایران برگزار می کند

سیزدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه
سیزدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه

۸ و ۹ بهمن ۱۳۹۶ سالن همایش های بین المللی رازی
سایت:http://www.iipmc.com
به روز شوید و روابط حرفه خود را توسعه دهید


جزوه درس اصول مدیریت ساخت

1396/05/14
08:48
امیرحسین ستوده بیدختی

نکاتی درباره برآورد زمان

1396/03/31
05:08
امیرحسین ستوده بیدختی
برآورد زمان یکی از کارهای مهمی است که در مرحله طرح و برنامه‌ریزی انجام می‌گیرد.

- داشتن تسلط و آگاهی در زمینه تخمین زمان فعالیت‌ها، رابطه مستقیمی با آگاهی از روش‌های کنترل و مدیریت پروه نداشته و منحصراً مبتنی بر میزان تجربه و تسلط شخص تخمین زننده در عملیات اجرایی می‌باشد.

- هنگامی برآورد زمان صورت می‌گیرد که حداقل طرح اولیه منطق اجرای شبکه معین شده باشد و مرز بین فعالیت‌ها شناخته شده باشد. به عبارت دیگر تعریف مستقلی برای هر فعالیت ارائه شده باشد و فعالیت‌ها اشتراک زمانی (overlap) نداشته باشند. ممکن است در این مرحله تجدید نظر در تعریف بعضی فعالیت‌ها ضروری باشد و منجر به شبکه جدید گردد.

- انتخاب واحد برآورد زمان انجام فعالیت، به اندازه و حجم پروژه و فعالیت‌های تشکیل دهنده آن بستگی دارد. مثلاً واحد زمان در پروژه ممکن است ماه، هفته، روز، ساعت یا حتی گاهی اوقات ساعت باشد. این واحد برای کلیه فعالیت‌ها باید یکسان باشد. بنابراین نمی‌توان از واحدهای متفاوتی برای تخمین مدت زمان انجام فعالیت‌های گوناگون یک پروژه استفاده کرد.

- مدت زمان انجام هر فعالیت، به روش اجرای آن بستگی دارد. برای نمونه، عملیات حفاری حجم معینی از زمین به صروت دستی (با کارگر و با تجهیزاتی همچون بیل و کلنگ) با حفاری همان حجم از زمین مورد نظر با استفاده از دستگاه حفاری اتوماتیک، دارای مدت زمان یکسانی نخواهد بود. از این رو پیش از برآورد مدت زمان انجام هر فعالیت باید روش اجرای آن تعیین شود.

- محل جغرافیایی اجرای پروژه، فصل (شرایط آب و هوا)، راندمان کارگران محلی و راندمان تجهیزات به کار گرفته شده، همگی در تعیین مدت زمان اجرا، تاثیرگذار می‌باشند.

- استفاده از استانداردهای تهیه شده برای اجرای عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها نیز در مواردی می‌تواند مفید باشد. این استانداردها،‌ معمولاً حجم نیروی انسانی یا تجهیزات لازم برای اجرای یک واحد از عناصر تشکیل دهنده فعالیت‌ها را ارائه نموده و شخص تخمین زننده با جمع این زمان‌ها مدت زمان لازم برای اجرای فعالیت مربوطه را تخمین می‌زند.

- بعضی از فعالیت‌ها با آنکه برای انجام نیازمند زمان هستند؛ از آن رو که انجام آنها به حضور نیروی انسانی احتیاج ندارد، ممکن است در ایام غیر کاری (زمان‌هایی که در تقویم کار پروژه تعطیل هستند) نیز انجام شوند. برای نمونه، اگر پر کردن یک مخزن بزرگ آب، 5 شبانه‌روز به طول بینجامد، لزومی ندارد که فقط در ساعات کاری روز انجام شود، بلکه در ساعات تعطیل شب نیز انجام شدنی است. اگر در برنامه‌ زمان‌بندی پروژه، زمان‌بندی این فعالیت به نحوی قرار گیرد که یک روز تعطیل از جمله جمعه و ... بین زمان شروع و پایان فعالیت قرار گیرد، در این صورت، پر کردن مخزن در روز تعطیل نیز ادامه می‌یابد و از این رو، مدت زمان آن، 4 روز در نظر گرفته می‌شود تا به علاوه یک روز تعطیل به 5 تبدیل شود.

- دقت برآورد با توجه به ماهیت فعالیت‌ها و هدف پروژه صورت می‌گیرد. به عنوان مثال اگر هدف طراحی اهرمی برای خلبان است تا به موقع عکس‌العمل لازم را انجام دهد. مسلم است که هم فعالیت‌ها و هم منطق اجرای آنها باید با جزئیات بیشتری تعریف گردد و زمان‌های پیش‌بینی شده از دقت بالایی برخوردار باشند، اما در برآورد مدت زمان انجام فعالیت‌های یک طرح عمرانی مثل ساختن یک بزرگراه، دیگر برآوردهایی به دقت فوق لازم نیست و حتی ممکن است زمان فعالیت‌ها از واحد روز ریزتر نشوند.

- در شرایطی که برای یک پروژه بیش از یک شبکه بصورت سلسله مراتبی (WBS) تهیه می‌گردد، برای فعالیت‌های شبکه اصلی یا مادر لازم نیست زمانی تخصیص داده شود.

به عبارت دیگر برآورد زمان فقط باید برای فعالیت‌های زیر شبکه صورت گیرد زیرا هر فعالیت از شبکه مادر در سطح زیرین خود شامل یک زیر شبکه است که زمان اتمام آن زیر شبکه در حقیقت نشان دهنده زمان فعالیت مادر است.

- اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی نظیر پدیده‌های طبیعی از آتش سوزی، سیل، زلزله و ...) و نیز وقایع خاص در صورتیکه غیر قابل پیش‌بینی باشند مثل برق گرفتگی، اعتصابات و ... در نظر گرفته نمی‌شوند.

اما بدیهی است که اتفاقاتی نظیر بارندگی‌های فصلی، لازم است مد نظر باشند؛ برای داشتن تخمین‌های دارای دقت کافی باید زمان هر یک از فعالیت‌ها را به طور مجزا تخمین زده و تاثیر عوامل جوی را با توجه به طبیعت و روش اجرای هر فعالیت به صورت درصدی بابت تاثیرات جوی به آن اضافه کنید و بر آن بیفزایید.

- هنگام برآورد زمان یک فعالیت، میزان منابع را همیشه یک مقدار معقول و معمول در نظر می‌گیریم و فرض بر این است که این تعداد از هر منبع مستقل از نیاز سایر فعالیت‌ها به آن منبع است، مثلاً اگر زمان فعالیتی با تعداد 5 کارگر 3 روز پیش‌بینی شده است، دیگر به نیاز احتمالی سایر فعالیت‌ها به این 5 کارگر توجه نمی‌کنیم.

- برآورد مدت زمان انجام یک فعالیت در یک طرح باید مستقل از مدت زمان سایر فعالیت‌های آن طرح صورت گیرد. به عبارت دیگر برآورد نباید به حالت شرطی انجام شود.

 

مثلاً نگوئیم "مدت زمان فعالیت B بستگی به A دارد، بطوریکه اگر A دو روز طول بکشد، B سه روزه به اتمام خواهد رسید و اگر A چهار روز به طول بینجامد، B 5 روزه به اتمام خواهد رسید." اگر چنین حالات شرطی اجتناب ناپذیر بود، به دو روش زیر می‌توان عمل کرد:

الف) می‌توان در تعریف فعالیت‌ها تجدید نظر کرد بطوریکه چند فعالیت را ادغام یا به تعداد بیشتری تجزیه نمود تا حالات شرطی برطرف گردد.

ب) می‌توان یکی از حالات برآورد را قرار داد. اگر در حین اجرای پروژه (بعد از برنامه‌ریزی تغییری در یکی از برآوردها پیش آمده به راحتی می‌توان زمان واقعی آن فعالیت را به نرم افزار مربوطه داده و محاسبات شبکه را بهنگام نمود.)

روشهای کاهش مدت زمان اجرای پروژه:

چنانچه هیچ محدودیت زمانی برای اجرای پروژه وجود نداشته باشد، فعالیتها و در نتیجه پروژه در مدت زمان عادی یا معمولی خود انجام خواهند شد؛ اما اگر محدودیت زمانی وجود داشته باشد، برنامة زمان‌بندی اولیه که متضمن اجرای پروژه در مدت زمان عادی است، قابل قبول نیست. برای اینکه برنامة گفته شده به یک برنامة زمان‌بندی قابل قبول تبدیل گردد، باید به نحوی تغییر یابد تا مدت زمان اجرای پروژه کاهش پیدا کند و به میزان قابل قبول برسد. به روشهای گوناگونی می‌توان این کاهش زمان را انجام داد. بعضی از این روشها عبارتند از :

الف – افزایش منابع:

اغلب با افزایش تعداد یا مقدار منابع برای اجرای هر فعالیت می‌توان سرعت انجام فعالیت را اضافه کرد و در نتیجه مدت زمان آن را کاهش داد. از آن رو که مدت زمان اجرای پروژه، تابعی از مدت اجرای فعالیتها است، با کاهش مدت زمان فعالیتها، با استفاده از دو اکیپ بنایی، سریعتر از حالتی انجام می‌شود که فقط یک اکیپ بنایی در آن کار کند.

شایان ذکر است که بعضی از فعالیتها دارای ویژگیها و خصوصیاتی هستند که با افزایش منابع نمی‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد.

ب- افزایش ساعات کار:

در این روش، تعداد ساعات کار روزانه افزایش می‌یابد (به صورت اضافه‌کاری) و در نتیجه میزان کار انجام شده در هر روز اضافه می‌شود و نهایتاً مدت زمان اجرای فعالیت کاهش می‌یابد. در این روش می‌توان روزهای تعطیل را نیز به روز کاری تبدیل کرد. این روش به نوعی افزایش منابع نیز محسوب می‌شود.

ج- تغییر روش اجرا:

مدت زمان اجرای هر فعالیت به روش اجرای آن بستگی دارد. بنابراین، با تغییر روش اجرای فعالیت می‌توان مدت زمان آن را نیز تغییر داد. افزایش اتوماسیون در انجام یک فعالیت، یکی از راه‌کارهای مهم برای کاهش مدت زمان آن است.

د- افزایش بهره‌وری:

نظر به اینکه بهره وری، میزان بهره‌گیری از منابع است، با افزایش بهره‌وری در اجرای فعالیتها می‌توان مدت زمان اجرای آنها را کاهش داد. انتخاب نیروی انسانی مجرب و ماهر و همچنین آموزشهای مورد نیاز، از جمله تمهیداتی است که برای افزایش بهره‌وری می‌توان صورت داد.

 

واژگان مدیریت پروژه

1396/02/13
12:53
امیرحسین ستوده بیدختی
وقتی به تعریف واژگان استاندارد مدیریت پروژه می پردازیم عمدتاً راجع به موارد تکنیکی توضیح می دهیم. اینکه مسیر بحرانی چه معنی دارد یا اینکه ارزش کسب شده درست است یا ارزش افزوده (منظور معادل واژه انگلیسی Earned Value)؛ اما به مهمترین واژه هایی که در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرند، اشاره ای نمی کنیم. واژه های عدالت، حق، ظلم و اینگونه عبارات که باعث و بانی موفقیت یا عدم آن در پروژه ها می شوند. یا رفتار یکی با یکی دیگر عادلانه نیست! یا اینکه پیمانکاری حق کارکنانش را می خورد! یا اینکه در هنگام پرداخت ها به همان پیمانکار ظلم شده است. اما بدون تعریف این دسته از واژگان کلیدی در محیط پروژه ها، تنها داستان ها و بلکه افسانه ها هستند که می مانند و هر یک از طرف های درگیر، به فراخور حال خود داستانی را از به حق بودن، عادل بودن و ظلم نکردن خودش تعریف می کند. اینک من تعاریفی را خدمت شما ارائه می کنم که فکر می کنم پرداختن به امور پروژه را برای تمامی ذینفعان راحت تر خواهد کرد.
همه چیز از تفاهم شروع می شود. این واژه که بر وزن تفاعل است به معنی "فهم متقابل" می باشد. یعنی اینکه دو طرف راجع به انجام موضوعی، که در مورد ما بخشی از محدوده پروژه است، ابتدا به درکی متقابل می رسند. تفاهم در قدم بعدی، تبدیل به توافق می شود. یعنی آنچه را که مورد درک مشترک قرار گرفته به اطلاع یکدیگر رسانده و در صورت احراز اطمینان از یکسان بودن درک، تصمیم به متعهد بودن به آن می گیرند. لذا توافق، "داشتن تصمیم به متعهد بودن نسبت به درک مشترک" می باشد. با داشتن این تصمیم، توافق در اکثر اوقات در پروژه ها، مکتوب می گردد که به آن قرارداد می گوییم. توافقات به عمل آمده و مکتوب شده در قرارداد برای اجرا در قالب برنامه خودنمایی می کند. لذا برنامه پروژه تبلور توافقاتی است که بین طرفین یک قرارداد به عمل آمده است. اما می رسیم به واژه کلیدی عدالت. عدالت رعایت توافقاتی است که براساس قرارداد در برنامه درج شده است. لذا عدالت یک خروجی مانند برنامه، یا یک مایل استون، مانند توافق، نیست بلکه یک فرآیند است که تا انتهای پروژه در حال انجام می باشد. اندازه عدالت به میزان تفاوت بین آنچه به وقوع می پیوندد و آنچه که توافق شده به وقوع بپیوندد می باشد. به زبان پروژه کاران، عدالت همان تفاوت بین وضعیت واقعی (actual) و برنامه است. هر چه این تفاوت کمتر باشد، عدالت بیشتر جاری شده است و برعکس آن نیز صادق است. لذا برای اینکه بخواهیم راجع به عدالت دعوا کنیم که برقرار است یا نه، و اینکه سینه چاک کنیم که ما حامی عدالت هستیم، باید توجه کنیم که عدالت، فعل رعایت توافق است. بنابراین بدون داشتن توافقی، رعایت عدالت بی معناست. اول باید طرفین راجع به هر محدوده ای که مورد نظرشان است، مانند محدوده پروژه، به تفاهم رسیده و راجع به آن توافق نمایند؛ آنگاه در دوران پایش پروژه، در مقایسه آنچه اجرا شده با آنچه که توافق شده، به میزان گسترش عدالت و عدالت محور بودن طرفین پی خواهند برد.
در انتها از تمامی خوانندگان تقاضا دارم در صورت امکان نظرات خود را پیرامون تعاریف فوق اعلام نمایند تا شاید به نوعی اجماع برسیم. فکر می کنم که در این صورت می توانیم این واژگان را نیز در قالب واژگان و تعاریف کلیدی در هر قراردادی گذارده و نگرانی های خود را در مورد نحوه تعامل بین ذینفعان برطرف کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



واژگان مدیریت پروژه

1396/02/13
12:53
امیرحسین ستوده بیدختی
وقتی به تعریف واژگان استاندارد مدیریت پروژه می پردازیم عمدتاً راجع به موارد تکنیکی توضیح می دهیم. اینکه مسیر بحرانی چه معنی دارد یا اینکه ارزش کسب شده درست است یا ارزش افزوده (منظور معادل واژه انگلیسی Earned Value)؛ اما به مهمترین واژه هایی که در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرند، اشاره ای نمی کنیم. واژه های عدالت، حق، ظلم و اینگونه عبارات که باعث و بانی موفقیت یا عدم آن در پروژه ها می شوند. یا رفتار یکی با یکی دیگر عادلانه نیست! یا اینکه پیمانکاری حق کارکنانش را می خورد! یا اینکه در هنگام پرداخت ها به همان پیمانکار ظلم شده است. اما بدون تعریف این دسته از واژگان کلیدی در محیط پروژه ها، تنها داستان ها و بلکه افسانه ها هستند که می مانند و هر یک از طرف های درگیر، به فراخور حال خود داستانی را از به حق بودن، عادل بودن و ظلم نکردن خودش تعریف می کند. اینک من تعاریفی را خدمت شما ارائه می کنم که فکر می کنم پرداختن به امور پروژه را برای تمامی ذینفعان راحت تر خواهد کرد.
همه چیز از تفاهم شروع می شود. این واژه که بر وزن تفاعل است به معنی "فهم متقابل" می باشد. یعنی اینکه دو طرف راجع به انجام موضوعی، که در مورد ما بخشی از محدوده پروژه است، ابتدا به درکی متقابل می رسند. تفاهم در قدم بعدی، تبدیل به توافق می شود. یعنی آنچه را که مورد درک مشترک قرار گرفته به اطلاع یکدیگر رسانده و در صورت احراز اطمینان از یکسان بودن درک، تصمیم به متعهد بودن به آن می گیرند. لذا توافق، "داشتن تصمیم به متعهد بودن نسبت به درک مشترک" می باشد. با داشتن این تصمیم، توافق در اکثر اوقات در پروژه ها، مکتوب می گردد که به آن قرارداد می گوییم. توافقات به عمل آمده و مکتوب شده در قرارداد برای اجرا در قالب برنامه خودنمایی می کند. لذا برنامه پروژه تبلور توافقاتی است که بین طرفین یک قرارداد به عمل آمده است. اما می رسیم به واژه کلیدی عدالت. عدالت رعایت توافقاتی است که براساس قرارداد در برنامه درج شده است. لذا عدالت یک خروجی مانند برنامه، یا یک مایل استون، مانند توافق، نیست بلکه یک فرآیند است که تا انتهای پروژه در حال انجام می باشد. اندازه عدالت به میزان تفاوت بین آنچه به وقوع می پیوندد و آنچه که توافق شده به وقوع بپیوندد می باشد. به زبان پروژه کاران، عدالت همان تفاوت بین وضعیت واقعی (actual) و برنامه است. هر چه این تفاوت کمتر باشد، عدالت بیشتر جاری شده است و برعکس آن نیز صادق است. لذا برای اینکه بخواهیم راجع به عدالت دعوا کنیم که برقرار است یا نه، و اینکه سینه چاک کنیم که ما حامی عدالت هستیم، باید توجه کنیم که عدالت، فعل رعایت توافق است. بنابراین بدون داشتن توافقی، رعایت عدالت بی معناست. اول باید طرفین راجع به هر محدوده ای که مورد نظرشان است، مانند محدوده پروژه، به تفاهم رسیده و راجع به آن توافق نمایند؛ آنگاه در دوران پایش پروژه، در مقایسه آنچه اجرا شده با آنچه که توافق شده، به میزان گسترش عدالت و عدالت محور بودن طرفین پی خواهند برد.
در انتها از تمامی خوانندگان تقاضا دارم در صورت امکان نظرات خود را پیرامون تعاریف فوق اعلام نمایند تا شاید به نوعی اجماع برسیم. فکر می کنم که در این صورت می توانیم این واژگان را نیز در قالب واژگان و تعاریف کلیدی در هر قراردادی گذارده و نگرانی های خود را در مورد نحوه تعامل بین ذینفعان برطرف کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت


کنفرانس بین المللی عمران،معماری و شهرسازی با رویکرد سرمایه ملی - مطالب ابر مدیریت,
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic